مصاحبه رجانيوز با مهدي كوچك زاده
*دلیل تأسیس دانشگاه آزاد چه بود؟ اساساً چه ضروررتی باعث شد که این دانشگاه شکل بگیرد؟
ابتدا لازم است بر این نکته تأکید نمایم که قصدم از انجام این مصاحبه و گفتگو، اصلاح است و با این که در حال حاضر شرایط و فضای این بحث سیاسی شده و طبعاً بهره برداریهای سیاسی هم از آن صورت می گیرد، امیداورم براساس نیتی که دارم این حرفها اثر خود رابگذارند.
بمنظور ارزیابی منصفانه و دقیق دانشگاه آزاد اسلامی باید یک بررسی جامعی صورت بگيرد در مورد تاریخچه، ماهیت، اهداف و نحوه تأسیس دانشگاه آزاد و سپس با در نظر داشتن آن اهداف که بدلیل تناسب با نیازهای واقعی جامعه و خصوصا قشر جوان، مورد عنایت وحمایت مسئولین آنروز از جمله حضرت امام(ره) نیز قرار گرفته است وضع و جهت کنونی دانشگاه ارزیابی گردد. تا آنجا که من به خاطر دارم وضع و اهداف و روشهای دانشگاه در زمان تاسیس و سالهای اول فعالیت با آنچه بعدها سازمان داده شد و هدف گذاری گردید و امروزه نیز ادامه دارد تفاوت ماهوی عمده ای دارد. البته این بحث شاید در مصاحبه ای با وقت محدود، قابل بررسی همه جانبه و کامل نباشد.

یکی از اصلی ترین ویژگی های این مجموعه در ابتدای تاسیس عدم نیاز به داشتن مدرک تحصیلی خاص برای ورود به دوره های آموزشی بود، هرکس متناسب با استعداد و اندوخته های خود می توانست در دوره هایی که از سوی دانشگاه برنامه ریزی و برگزار می گردید برای افزایش توانمندی های کاربردی خود شرکت کند و مدرک مقطع تحصیلی مربوط به مقطع خاصی نیز دریافت نمی کرد این دوره ها به وفور و با استفاده از امکانات عمومی و مردم برگزار و منجر به ارتقائ سطح مهارتها در خیل عظیم جوانانی می گردید که مشتاق آموختن «علم نافع» بودند از همین جهت این دانشگاه "آزاد" نامیده شد. نه برای ورود مدرک نیاز بود و نه هنگام خروج از آن به کسی مدرک لیسانس و . . . داده می شد.
*مسئولین دانشگاه آزاد ادعا می کنند که بخشی از سرمایه اولیه تأسیس دانشگاه از هدیه امام(ره) و مابقی توسط برخی اعضاء مؤسس و هیئت مؤسس تأمین شده است.
همانطور که گفتم در ابتدای تاسیس، این فعالیت با ویژگی که عرض کردم مورد حمایت عمومی مردم و مسئولین قرار گرفت و خوب هیأت مؤسس هم ممکن است مثل توده های مردم که در آن ایام در همه امور کمک کننده و حامی بودند خدماتی ارائه کرده باشند اما اینکه سرمایه قابل توجهی از سوی ایشان برای تاسیس داده شده باشد بعید می دانم چرا که هیئت موسس از سرمایه داران و ملاکین و . . . نبودند که توانایی پرداخت سرمایه های کلان در حد راه اندازی یک دانشگاه در سطح ملی را داشته باشند.
به هر ترتیب یکی از اهداف تأسیس این دانشگاه مقابله با فرهنگ مدرک گرایی عنوان می شد. تا جایی که در خاطر دارم دوره های اول این دانشگاه دوره هایی بود که اغلب در مکان های عمومی حتی نظیر مساجد، کلاس هایی برای آموزش دروس مختلف كاربردی دانشگاهها دایر مي گردید. دوره های کاربردی دانشگاه چه دوره هایی بود؟ به طور مثال یک دانشجوی لیسانس حسابداری در دانشگاههای معمول 150- 140 واحد می بایست درس می خواند در حالیکه برای مثال چیزی حدود 20 الی 30 واحد از سرجمع این 140 واحد جنبه کاربردی داشت. در این دوره ها متخصصین را می آوردند تا به کسانیکه مایل بودند، حرفه ای را یاد بگیرند، آموزش دهند. یا برای مثال در رشته آب ، 8 واحد نقشه برداری تدریس می شود که 8 واحد کاربردی است این مجموعه درس توسط دانشگاه به علاقه مندان ارائه و آنها را در این زمینه به توانمندی کافی برای کار می رساند.
*در چه زمانی این دوره ها در دانشگاه آزاد برپا شده بود و تا کی ادامه یافت؟
تاریخ الآن در ذهنم نیست و این موضوع خوبی است که باید روی آن کار شود. روزنامه های آن روز را اگر به آرشیوشان مراجعه کنید، این موارد موجوداست. مردم هم علاقه نشان می دادند. ضمناً مدرک دیپلم هم نمی خواست و منجر به مدرک خاصی مثل لیسانس و... هم نمی شد. دروس کاربردی مورد نیاز جامعه ما بوده و هست.
*تربیت تکنسین؟
بله. همین ماهیت در باب انتخاب نام دانشگاه آزاد موثر بود، هرکس استعداد داشت وارد رشته ای می شد و گواهی صلاحیت را از دانشگاه می گرفت.
اما دانشگاه به تدریج به وضعیت امروز رسیده که کسانی را که به هر دلیل احساس نیاز به داشتن مدرک می کنند جذب می کند. کسانیکه طالب لیسانس، فوق لیسانس و دکترا هستند. قشر وسیعی از مدیران سالهای گذشته، آیا این مدیران ارشد نیاز به این داشتند که مهارت ها و دروس کاربردی را یاد بگیرند یا مدرک دکترا اخذ كنند؟ خيل عظیمی از مدیران را ما شاهد بوده ایم.
* از چه تاریخی این روند مدرک گرایی در سطوح مدیریتی پررنگ می شود؟ قبل از جنگ، بعد از جنگ؟
تاریخها خاطرم نیست، البته یک ویژگی عمومی در فرهنگ مردم در دوران جنگ وجود داشت که باعث می شد کمتر به ظواهر بها داده شود که در باب علم و آموزش و این قبیل مسائل هم بیشتر به آموختن و فراگیری مطالب با هدف یافتن راه حل و رفع مشکلات بر سر راه مردم و انقلاب توجه می شد. به هرحال مدیرکل، معاون وزیر و حتی وزیر نیازی به یادگرفتن مسائل کاربردی نداشتند، اما نیاز به این که در پرونده پرسنلی اش و عنوانش مدرک دکترا ثبت شود به واسطه فرهنگ و شرایط جدیدی که به تدریج در جامعه فراگیر شده بود وجود داشت و این یکی از آفاتی بود که متوجه دانشگاه آزاد گردید. دانشگاه آزاد هم شايد با دیدگاههایی که بعداً حاکم گردید، جذب و ارائه خدمات از جمله اعطای مدرک تحصیلی به اینگونه اقشار را به نفع خود می دید. یعنی وقتی مسئولین حکومتی شاگرد دانشگاه می شوند طبیعی است که در جهت گسترش آن حمایت هم می کنند یا اگر احتیاج به امضاهای حمایت آمیز دارد این مسئله می تواند دخیل و تأثيرگذار باشد. در بخش های دیگر نیز کم و بیش همین داستان است و اختصاص به دانشگاه آزاد ندارد، مثلاً وزیر آموزش و پرورش ما در مدیریت مدارس غیرانتفاعی دخیل است، تعدادی از نمایندگان مجلس عضو هیئت های مؤسس یا امناء مدارس غیرانتفاعی اند ریاست محترم مجلس خود از موسسین و اداره کنندگان یکی از مدارس موفق و خوشنام غیرانتفاعی است قطعا این علقه ها و وابستگی ها در بررسی و اظهار نظر روی طرح ها و لوایح در باب مدارس غیرانتفاعی تاثیر گذار است. در بحث دانشگاه آزاد نیز این روابط که گسترش پیدا می کند می تواند موجب مواجهه با مسائلی شود که چندان با منطق و قانون سازگار نیست. پس بدون آنکه بخواهیم منکر زحمات و تلاشهای بسیار زیادی که برای دانشگاه آزاد کشیده شده بشویم باید روشن باشد که دانشگاه آزاد فعلی یک چیز است و دانشگاه آزاد اولیه چیز دیگری بود.
*دانشگاه آزاد فعلی، یکی از ادعا هایش این است که میلیونها فارغ التحصیل در سالهای گذشته داشته است و در حال حاضر استناد مي كنند به اينكه اگرچه شايد خيلي از اين دانشجويان در رشته تحصيلي خود مشغول به كار نشده اند اما اگر درصد کمی از اینها را درنظر بگیریم که در صورت نبود امكان تحصيل براي آنها در داخل به خارج از كشور سفر مي كردند و اكنون اين اتفاق نيفتاده پس چندين میلیون دلار صرفه جویی ارزی شده است!
این نگاه غلط است. تربیت انسانها و نیروی انسانی را به معنی صحیح نمی توان اینگونه نگاه کرد.
*چرا نمی شود نگاه کرد؟
ببينيد نوع نگاه بايد به شكل ديگري باشد. اطلب العلم و لو بالصين. اگر جایی علم ارائه می کنند حتي باید هزینه کنیم که بروند کسب کنند. اگر دانشگاه آزاد به جاي اينكه ميليونها مدرك ليسانس تحويل جامعه داده باشد، ميليونها انسان صنعتگر و هنرمند تحويل داده بود آن موقع اثر درخشانتري داشت يا حالا؟ يعني اگر دانشگاه آزاد بر همان سيري كه مبتني بر همان اهداف اوليه مقابله با مدرك گرايي و پرورش انسانهايي كه حرفه اي متخصصند، حركت مي كرد، بهتر نبود؟
مسئولين كشور اقرار مي كنند در زمينه مؤسسات فني و حرفه اي و دانشگاههاي كاربردي كمبود بسیار شدیدی در کشور داشته و داريم. چه اشكالي داشت سرمايه گذاريهاي صورت گرفته با شهريه هاي مردم و كمكهاي دولتي در راستاي توسعه آموزش فني وحرفه اي و یا گسترش دانشگاهای علمی – کاربردی در كشور جهت داده مي شد؟ در آنصورت امروزه ميليونها انسان داشتيم كه احساس مفيد بودن ميكردند. مدرك گرفتن به خودي خود احساس مفيد بودن به انسان نمي دهد اما همانقدر كه توانست يك دفتر حسابداري را اداره كند احساس مي كند كار از او برمي آيد و احساس خشنودي مي كند. اگر توانست تأسيسات ساختماني را اداره كند، احساس رضايتمندي مي كند، در زمينه طرحهاي كشاورزي و بخش نقشه كشي و... هم همينطور احساس رضايتمندي ميكند. اينها مورد نياز جامعه هم بوده و هستند. اما پركردن وقت و فكر و ذكر يك جوان با كسب مدرك و اينكه هر جوري شده نمره بياوريم و مدرك بگيرم باعث مي شود كه بعد 4 سال او احساس خسران بيشتري مي كند كه ليسانس دارم و كاري از من برنمي آيد.
*توسعه كمي و شتابزده دانشگاه آزاد را مي توانيم يكي از دلايل اين تغيير رويكرد آموزشي بدانيم؟
اين حرفها مربوط به مديريت گذشته و فعلي نيست. من بسياري از خدمات آقاي جاسبي را واقفم و تأييد مي كنم در مدت بيش از 20 سال مديريت، دانشگاه را از حيث كمي به نحوي گسترش داده كه كار هركسي نيست. اين يك مطلب واضح و بديهي است كه هركس ترديد كند بايد در ميزان منطقي بودن حرفش ترديد كرد. اما آيا دانشگاه به مجموعه اي ساختمان خوب و مناسب و آزمايشگاه وسيع حتي در نقاط دورافتاده محدود است و كفايت مي كند يا لوازم ديگري هم دارد؟ خود آقاي جاسبي چندسال قبل فرمودند كه ما تا به حال توسعه كمي را هدف گذاري كرده بوديم و حالا وقت آنست كه توسعه كيفي و كم كردن پذيرش دانشجو را آغاز كنيم. اما به اين مطلبي كه اقرار داشتند بنظرم آنطور که شایسته بود موفق عمل نشد.
*درباره شهريه هاي دانشگاه آزاد كه يكي از موضوعات مورد توجه مردم و دولت است و شخص رئيس جمهور به آن ورود داشته نظرتان چيست؟
يكي از تبعات جدي و حتمي اين گسترش كمي و توسعه فيزيكي دانشگاه لزوم دريافت شهريه سنگين از دانشجوست. ساختمان سازي های متعدد از بالاي بلنديهاي مشرف به تهران گرفته تا نقاط دورافتاده کشور البته به منابع مالی وسیع نیاز دارد، و وقتی برای تامین این منابع تنها راه دریافت شهریه باشد بدیهی است دانشجو باید هزینه هایی را بپردازد که در تحصیل او مستقیما مورد نیاز نیست. اينجاست كه اگر به همين مطالب توجه كنيم خواست آقاي احمدي نژاد قابل تحقق است. يعني همانگونه كه خود آقاي جاسبي گفتند، توسعه كمي متوقف و يا كند شود و به موازات آن شهريه كم شود. رئيس جمهور از آمال و آرزوهايش سامان دادن به امور جوانان و از جمله هزینه های تحصیلی جوانان مملكت است. يكي از مسائلي كه آرامش بخشي از جوانان همين مملكت و خانواده های آنان را برهم زده، شهريه هاي سنگين دانشگاه ها و از جمله دانشگاه آزاد است. همه روزه عده زیادی از جوانان براي آنکه توسط نمایندگان به دانشگاه آزاد معرفی و مثلا تحفيف اندکی در حد 10 یا 20 درصد بگیرند به مجلس مراجعه مي كنند كه اين هم حاكي از روابط ناسالم مديريتي بين دانشگاه آزاد و مسئولين است و البته من دانشگاه آزاد را هم نیازمند آن نمی دانم ولی نمی دانم چرا جلوی این رویه ناسالم و نامطلوب گرفته نمی شود. و متاسفانه از خواست خیرخواهانه رئیس جمهور به موذي گري تعبير مي كنند!
آقاي احمدي نژاد لمس مي كند جوانان در كنار مشكلات متعدد ديگري كه دارند بايد شهريه سنگين دانشگاه را هم بپردازند كه صرف ساختمان سازي ها و توسعه کمی دانشگاه مي شود. چرا شهريه ها را تعديل نمي كنند كه هم دانشجويان و هم دولت راضي شوند؟ چون خواسته منطقي و انسان دوستانه رئيس جمهور سياسي تعبير ميشود و آن راموذي گري اسم مي گذارند خوب بدیهی است هر کس دیگری هم رفتار دیگران را نسبت به فغالیتهای خود با پیشداوری و ذهنیت غلط و یا خدای ناکرده از سر خودبینی موذیگری بداند در مقابل آن موضع می گیرد و ایستادگی می کند اما به نظرم این از اخلاق اسلامی بدور است. كسي كه براي جوانان دل مي سوزاند موذي است؟ اخيرا ًرفتيد نجف آباد و كتابخانه اي با عظمتي كه ادعا مي كنيد، افتتاح كرديد. براي مردم ايران و كسانيكه شهريه ميپردازند و از محل همين شهريه ها كتابخانه درست شده، توضيح دهيد آن كتابخانه با آن وسعت در نجف آباد چه ضرورت و توجیهی دارد؟
*پس شما ريشه بخش عمده اي از مشكلات اين دانشگاه را در اثر گسترش كمي بدون ضابطه مي بينيد. در بخش هاي ديگر نظير حوزه هاي فرهنگي نيز همين ردپا و سرنخ وجود دارد؟
بله، به غير از عارضه اي كه اين گسترش كمي بي حساب دانشگاه آزاد در بحث شهريه ها دارد عارضه بسيار بد ديگر اين است كه مجموعه هايي را كه با سرعت زياد توسعه مي دهيد، هركسي را نبايد و نمي توانيم در آنها سركلاس بفرستيم و ذهن پاك جوانان را در اختيارش بگذاريم. اما هنگامي كه اين توسعه بدون برنامه بود و تأمين اين اساتيد متخصص و متعهد در آن حجم بالا غيرممكن، مجبوريد هركس ورق پاره اي دستش است، سر كلاس بفرستيد. و ديگر اينكه چقدر متعهد به نظام و اسلام است؟ فرصت طرح پیدا نمی کند. چقدر مطمئن هستيد كه بدآموزي صورت نمي گيرد؟ چقدر مطمئنيد، كساني كه به سر كلاسها مي فرستيد مرعوب و خودباخته فرهنگ غربي به واسطه چند سال تحصيلات در اروپا و آمريكا نيستند؟ اين مسائل قاعدتاً ديگر موضوعيت پيدا نمي كنند. امام می فرمود هركسي را نمي توانيم سركلاس بفرستيم و معلم كنيم چراكه آن يك نفر روي دهها شاگرد تاثیر دارد. در مورد نویسندگی و روزنامه نگاری هم همينطور. هركسي گفت توبه كردم قبول است اما نبايد بزرگترين سرمايه هاي خود، جوانان را دست اينها بسپاريم. كجا به فكر تربيت نيروي انساني متخصص بوديم؟ فقط گسترش كمي؟
البته لازم می دانم تأكيد كنم، بسياري از اين مطالب مبتلابه دانشگاههاي دولتی هم هست اخیرا سرعت بی سابقه ای در گسترش کمی دانشگاههای پیام نور بوجود آمده که در صورت ادامه بدون در نظر گرفتن و تامین پیش نیازهای مربوطه می تواند به نتایجی بسیار نامطلوب تر بیانجامد.
نظرآقاي جاسبي اینست که وضع مسائل فرهنگی در دانشگاه آزاد با دانشگاههاي دولتي تفاوت اساسی ندارد و این مورد قبول است اما اینکه این ايراد به دانشگاههای دولتی هم وارد است نباید و نمی تواند ما را از مسئولیتی که برای رفع نارسایی ها و ناهنجاریها داریم مبرا سازد .
*تأثيرات گسترش كمي لجام گسيخته از نظر فرهنگي در شهرستانهاي كوچك بر روي دانشجويان و اهالي اين شهرها چطور؟
عارضه سوم همين است. بدون ايجاد محدوديت براي انتخاب محل تحصیل توسط دانشجويان، اقدام به تأسيس واحدهاي دانشگاهي در نقاط مختلف کشور شده است. جوان خانواده که تازه از تربيت پدر و مادر و نظارت آنها بیرون آمده و بسیاری از فراز و نشیبهای سهمگین در این عرصه تهاجم فرهنگی را تجربه نکرده یکمرتبه او را به هزار کیلومتر دورتر از خانواده گسیل می داریم او را از زابل به آمل و برعكس مي فرستيم. در اين فاصله هزاركيلومتري و با وجود نيازهاي عاطفي و عدم وجود هرگونه كنترل بر او، و تامین نیازهای روانی و عاطفی توقع داريد فجايع فرهنگي به بار نيايد؟
گسترش كمي عوارض متعدد دارد كه من 3 نمونه را گفتم. البته آقاي جاسبي به خود من گفتند كه به دنبال بومي كردن پذيرش دانشجو در دانشگاه آزاديم كه اميدواريم مثل وعده اي كه در 8-7 سال پيش مبني بر متوقف كردن گسترش كمي دادند، در پيج و خم اداري به ورطه فراموشي سپرده نشود و همکاران ایشان واقعا برای تحقق این وعده نیک ایشان تلاش نمایند، چون اگر بتوانند هر دانشجويي را در محل سكونت خود آموزش دهند، خدمت بسیار بزرگي است.
*فكر نمي كنيد دانشگاه آزاد از مشكلات ريشه اي تر و ساختاري تري رنج مي برد. مثلاً عدم تغيير 24 ساله در سطح رئيس دانشگاه يا نبود هيئت مؤسس و هيءت امنا به معناي واقعي آن؟
یکی از نكاتي كه در اثر سياسي كردن خواسته معقول رئيس جمهور مبني بر كاهش شهريه ها و ایجاد سر و صدای رسانه ای حول آن برملا شد و بروز پيدا كرد، اين بود كه معلوم شد (من واقعاً نمي دانستم)، اركان مديريتي دانشگاه آزاد به مرور زمان اصلاً وجود ندارند. يعني هيئت مؤسس دانشگاه كه بسياري از تصميمات استراتژيك را بايستي مي گرفته منحصر به آقايان هاشمي رفسنجاني و جاسبي شده و هيئت امنا هم كه در نصب و فعاليتشان هيئت مؤسس مؤثر است، با ظرفیتی بسیاركمتر از آنچه در مقررات دیده شده كاركرده است. اين واقعيت موید این مطلب است که تصميمات مربوط به اداره اين دانشگاه را اگر نگوييم صرفاً توسط شخص آقاي جاسبي، كه حتماً انسان قابل احترام و توامندی است، اخذ مي شده، حداکثرً توسط ايشان و آقاي هاشمي گرفته مي شده است. عقلاً و منطقاً تصميماتي كه يك جمع 20 نفره اي كه از ابرار و عقلا باشند، بگيرند، طبعاًپخته تر است تا 2 نفر. هرچقدر هم اين 2 نفر قابل احترام و توانمند باشند لذا این منطقی است که ترميم هيئت مؤسس و هيئت امنا در اولویت دستور کار مراجع مربوطه قرار گیرد. البته شكي نيست كه مديريت فردي مزايايي دارد از جمله اینکه تصمیمات مدیر بدون گرفتار شدن در مباحثات طولانی و بعضا بی فایده شوراها معطل نمی ماند و مانعي براي عملي كردن تصميماتش وجود ندارد. به همين دليل هم با سرعت قابل توجهي دانشگاه گسترش كمي پيدا كرده و درگير تصميمات شورايي كه مي توانسته نظرات معارض را بروز دهد، نبوده است اين نوعي حُسن است. اما ضعف و اشكالش اينجاست كه انسان از اين نكته غفلت مي كند كه توسعه كمي نيازمند لوازم فني، آموزشي، فرهنگي خصوصاً در نقاط دورافتاده است و به هرحال چند فکر برآیند مطلوبتری از فکر یک نفر خواهند داشت خصوصا در مسائلی از این قبیل که گستره ملی دارند.
چه بسا اركان مديريتي دانشگاه اگر آنگونه كه در اساسنامه پيش بيني شده برقرار بود، توسعه كمي سالها قبل متوقف مي شد. چه بسا ساخت كتابخانه با آن عظمت در نجف آباد منتفي و مي آمد در منطقه اي كه قشر كثيرتر و وسيعتري ازدانشگاهيان از آن استفاده كنند. نه اينكه هر جا زمين بود برويم بسازيم. مثل فردي كه كليد پيدا مي كند و مي خواهد از بين نرود، مي رود ماشين مي خرد! شايد در نجف آباد زمين گير آمده، و گفتند پس حالا بايد بسازيم. اگر با اين استدلال ها بوده اين مصيبت ها را هم پشت سرش دارد.
*همين مباحثي كه مطرح مي كنيد مثل اينكه مي گوييد از نبود هيئت مؤسس و امناء كارا در اين دانشگاه اطلاع نداشتيد يا مسائل ديگر مثل اينكه اطلاعي از صورتها و ترازنامه هاي مالي اين دانشگاه وجود ندارد، يعني مردم و حتي نمايندگانشان نمي دانند، مبلغي كه تحت عنوان شهريه مي پردازند به چه كانالهايي مي رود، فكر نمي كنيد همه اينها در اثر نبود يك سيستم و مرجع نظارتي ناظر از خارج از دانشگاه بر آن است؟ اساساً آيا نبايد مجلس براي تضمين حقوق ملت گامي در اين خصوص بردارد؟
من به خود اجازه نمي دهم كه نبود سيستم نظراتي منسجم از طرف حكومت را لزوماً، وجود فساد در يك دستگاه معنا كنم. تا الآن كه با شما صحبت مي كنم به عنوان عضوي از كميسيون اصل 90 كه برخي پرونده هاي دانشگاه آزاد را بررسي و مطالعه كرده ام، صريحاً من با اطلاعات موجود به فساد مالي در دانشگاه آزاد نرسيده ام. (پرونده فروش سؤالات كنكور و...) اما بديهي است نبود نظارت بالقوه مي تواند منجر به فساد شود. خوب است با همكاري خود دانشگاه آزاد در مجموعه متولي و مسئول آموزش كشور، يك بخش شفاف و نظارتي براي دانشگاه پيش بيني شود. تأكيد مي كنم با همكاري خود دانشگاه. نبايد نگاهمان اين باشد كه دانشگاه آزاد و مديرانش خطا كار و مصمم به خطاكاري هستند حالا ما پاسبان بفرستيم آنها را بگيرد. مثل ساير دستگاههاي دولتي كه وجود نظارت موجب حفظ سلامتشان است، براي دانشگاه آزاد هم خوب است تحقق پيدا كند .
*و درباره خط و ربط هاي سياسي مديريت دانشگاه؟ فعاليت سياسي براي دانشجويان در دانشگاه نزديك به صفر است.
من مديريت فعلي اين دانشگاه را داراي گرايش سياسي مي دانم (اين را البته جرم نمي دانم ) و البته چنین ویژگی برای آقای جاسبی طبیعی است اما احساس بنده اين است كه براي اين مديريت، فعاليت سياسي دانشجويان، چندان خوشايند نيست و البته مديريت دانشگاه اين رويه را يك حسن براي خود تلقي مي كند به اين معني كه مثلا ادعا می شود که در وضعيت هاي بحراني دانشگاهها مثلاً در قضيه 18 تير در دانشگاه آزاد هيچ مشكلي پيش نيآمد. اما اي كاش بررسي مي شد كه چند درصد از شركت كنندگان در آن غائله، دانشجويان دانشگاه آزاد البته خارج از فضاي فيزيكي اين دانشگاه بودند؟ بايد توجه كرد كه جوان نيازمند به بروز دادن عواطف و احساسات انساندوستانه و عدالت طلبانه خود است اگر به این نیاز طبیعی و انسانی فرصت بروز داده نشود و بجای فراهم نمودن بستر مناسب برای بروز قانونی و هنجار مطالبات ، در مقابل آن ایستادگی و یا خدای ناخواسته سركوب شود جاي ديگر بروز مي كند. اتفاقاً اگر اين قدر گسترش كمي نداده بوديم و در حد معقولي اما با تعامل صحيح، دانشگاه آزاد واحد تأسيس مي كرد، خروجي آن انسانهايي بود كه هريك مي توانستند پايه تحولي در مملكت باشند. مثل معروفي است كه يك ده آباد به از صد شهر خراب. كاش با تأني و تأمل بيشتر و سرعت كمتر، گسترش كمي مي داديم ولي به فكر حفظ كيفيت انسانهايي كه سرمايه هاي گشورند در محيط دانشگاه بيشتر مي بوديم.
*برخی مدرك هايي كه دانشگاه آزاد داده امروز به نوعي آفت تبديل شده است. فردي كه در كسوت يك مدير اجرايي يا نماينده مجلس يا قاضي از اين دانشگاه دكترا گرفته است، خود را مديون مديريت اين دانشگاه مي داند. دليل اين احساس دين را خود اين افراد و ساير دانشجويان از همه بهتر مي دانند چون دكترا گرفتن نياز به يك تلاش طاقت فرساي چندساله و تقريباً تعطيل كردن تمام فعاليت هاي جانبي دارد، با اين وجود تعداد ي از مسئولين هستند که در حین برعهده داشتن مسئولیت اجرایی یا تقنینی یا قضایی از اين دانشگاه مدرك گرفته اند، به نظر شما آيا همين باعث نمي شود وقتي كه فشارها بر اين دانشگاه از سوي دولت و مردم افزايش مي يابد همين احساس دين موجب شود كه تعدادي نماينده به جاي دفاع از حقوق مردم به وكيل دانشگاه آزاد تبديل شوند و نامه اي با عدد كم نظير 221 نفره در حمايت از اين دانشگاه امضا شود؟
دانشگاه آزاد متعاقب همان انحراف از اهداف اوليه به هرحال به نوعي به مركزي براي امكان تحصيل و نهايتاً صدور مدرك نیز تبديل شده است. اين انگيزه اي براي بسياري از دست اندركاران حكومت شده كه از اين فرصت استفاده كنند و دانشگاه آزاد به نوعي زمينه را فراهم كرده و تأييدهاي طرفيني باعث مسائلي مي شود.
همه نمايندگان مجلس مي دانند كه ما با 3 پديده در مجلس از سوي مردم به صورت گسترده مواجهيم. مراجعيني كه از ما درخواست معرفي نامه وام بانك مي كنند. پرداخت وام و تسهيلات بانكي به هيچ وجه نياز به معرفي نامه نمايندگان ندارد. اما متأسفانه بسياري از بانك ها يا براي ندادن تسهيلات يا سردواندن متقاضي يا براي ايجاد روابط ناسالم، مردم را به نماينده ارجاع مي دهند.
يكي ديگر از پديده ها درخواست شغل است. بسياري از موكلين مراجعه مي كنند كه ما را به فلان دستگاه صنعتي مثل ايران خودرو يا سايپا يا جاهاي ديگر معرفي كنيد كه به ما كار بدهند. كه اين معرفي نامه نیز نه جزو شرايط استخدام است و نه جزء وظايف نماينده. ولي دستگاههاي صنعتي اين كار را مي كنند.
سومين مراجعه اي كه مي شود و از حد خارج است. درخواست تخفيف شهريه دانشگاه آزاد (همان خواسته رئيس جمهور) و تقاضاي مهمان شدن و انتقالي در این دانشکاه است. بسیاری از مراجعین دفاتر نمایندگان مدعی اند که مسئولين دانشگاه آزاد مي گويند اگر نماينده اي درخواست كند 20 درصد تخفيف مي دهيم. اگر اينطوري است و امكان تخفيف دادن براي شما وجود دارد، فرض كنيد همه موكلين به ما مراجعه كردند و ما نامه داديم. چرا حل مشكل مردم را موكول به نماينده ميكنيد؟ اين رابطه ناسالم است. گرچه ممكن است برخي همكاران من آزرده شوند. سال گذشته تذكر دادم و از تريبون مجلس پخش شد كه اي بانك ها اگر ميتوانيد خواست مردم را برآورده كنيد، اين كار را انجام دهيد، چرا سراغ نماينده مي فرستيد؟
به هرترتيب حتماً معتقدم برخي عرايض بنده مي تواند جواب منطقي از سوي مسئولين دانشگاه آزاد داشته باشد. نيتم از انجام اين مصاحبه اصلاح امر بوده و با جان و دل جوابهايي را كه آلوده به مطامع سياسي نشود، ميخوانم و اگر متوجه شوم در جايي اشتباه مي كنم اصلاح مي كنم. اميدوارم اظهارنظر بنده فوراً منتسب به يكي از جريانهاي سياسي نشود. البته با اطلاعات فعليام از خواسته رئيس جمهور بر لزوم كاهش شهريه دفاع مي كنم.
در اين باره گفتني است، اين نماينده پيش از اين رئيس دانشگاه آزاد واحد بندرعباس بوده است. در اين دانشگاه مسئول بسيج دانشجويي تنها به جرم چاپ كاريكاتور روزنامه كيهان در نشريه بسيج دانشجويي«تلنگر» از تحصيل محروم شده بود!
.jpg)
روزنامه كيهان در تاريخ 12 دي 1384 نوشت: در واكنش به انتشار نشريه دانشجويي متعلق به بسيج دانشجويي دانشگاه آزاد اسلامي واحد بندرعباس، كه اختصاص به چاپ گزيده جرايد روز كشور با موضوعيت «عدالت خواهي» داشت، مسئولان دانشگاه رئيس اين تشكل را به جرم افترا و نشر اكاذيب به يك ترم تعليقي محكوم كردند.
اين درحالي است كه فرد مزبور هيچ گونه مسئوليت رسمي در اين نشريه ندارد و براساس قوانين موجود در بحث نشريات دانشجويي، نشريه متخلف با تصميم شوراي فرهنگي دانشگاه، به يك بار تذكر، دو بار تذكر و نهايتا توقيف محكوم مي شوند و تخلفات نشريه اي به كميته انضباطي ارتباطي ندارند.
به گزارش خبرنگار كيهان اين اقدام در شرايطي رخ داد كه شوراي فرهنگي و كميته ناظر بر نشريات دانشگاه آزاد اسلامي واحد بندرعباس به دليل حد نصاب نرسيدن موافقان، هيچ گونه تصميمي در اين زمينه اتخاذ نكرده است.
عليرضا مقصودي، رئيس بسيج دانشجويي دانشگاه آزاد بندرعباس در گفت وگو با خبرنگار كيهان ضمن تاييد حكم تعليق از تحصيل خود، افزود: چندي پيش جنبشي با عنوان جنبش «عدالت خواهي» در بسيج دانشجويي هاي دانشگاه آزاد كشور شكل گرفت كه براساس رأي گيري بنده به عنوان دبير اين همايش انتخاب شدم.
وي افزود: آخرين برنامه ما هم برگزاري همايش «عدالت» در بندرعباس بود كه اين برنامه را سازمان بسيج دانشجويي در خارج از دانشگاه آزاد برگزار كرد و هيچ ارتباطي با اين دانشگاه نداشت.
اين دانشجوي كارشناسي ارشد عمران افزود: دليل برخورد مسئولان دانشگاه آزاد با بنده ارتباطي با نشريه دانشجويي ندارد و اصل ماجرا، وحشت مسئولان از گسترش اين جنبش در دانشگاه آزاد و به نقد كشيده شدن آنان از سوي دانشجويان است.
مقصودي افزود: در هيچ جا سابقه ندارد كه نشريه اي را به خاطر چاپ مطلبي كه قبل تر در يك نشريه سراسري و كشوري به چاپ رسيده است، توقيف كنند تا چه برسد به اينكه بخواهند كسي را كه حتي مديرمسئول اين نشريه نيست، از تحصيل معلق كنند.
وي ادامه داد: خود من عضو كميته ناظر بر نشريات دانشگاه هستم و چنين تصميمي در اين كميته گرفته نشده است، وقتي هم كه علت را جويا شديم، گفتند اين تصميم را رئيس دانشگاه آزاد اسلامي گرفته است.
وي با انتقاد از اين اقدام غيرعادلانه مسئولان دانشگاه آزاد افزود: حكم تعليق براي ترم فعلي، يعني درست وسط امتحان هاي پايام ترم خورده و اين يعني هيچ فرصتي براي اعتراض ما باقي نگذاشته اند.
گفتني است اين نماينده در ماجراي هيات موسس دانشگاه آزاد گفته بود: چون آقاي جاسبي، جزو طيف سياسي آقاي هاشميرفسنجاني است، تمام مخالفان هاشميرفسنجاني قصد دارند دانشگاه آزاد را كه ويترين لوكس كارهاي رفسنجاني است، تخريب كنند و در اصل هدفشان تخطئه كردن خدمات هاشميرفسنجاني است.
ورود و دخالت دولت در امور دانشگاه آزاد به نحو كنوني خلاف قانون است و امنيت سرمايهگذاري در بخش خصوصي را به مخاطره مياندازد. اگر بخش خصوصي امنيت نداشته باشد كه در آينده چه بر سرش خواهد آمد، هيچ وقت به سرمايهگذاري در اين بخش نميتوان اميدي داشت.
و سخنگوي دولت پاسخ داد :
در مورد دانشگاه آزاد، اگر ملاك، تصميم مسئولين سابق براي صحت عمل باشد، خوب حرف شما درست است. اما فكر نمي كنم براي يك امر كارشناسي اظهار نظرهاي اين گونه اي پايه صحت و درستي و يا نادرستي آن باشد.

افراد در اظهار نظر آزادند و با هر رويكرد، هر اطلاعات، هر تحليل و هر هدفي مي توانند نظر بدهند منتها داوران واقعي كساني هستند كه مصرف كننده اين خدمات هستند. بالاخره همه ما مي دانيم در اين بخش ها فشار به خانوادههاي كساني كه از اين خدمات استفاده مي كنند وجود دارد؛ مكرر هم بخش عمده اي از خواستهها و تقاضاهاي عمومي مردم، كمك و مساعدتي است كه در اين جهت طلب مي كنند. طبيعي است كه خانوادهها هم نمي توانند از سبد هزينهشان مسائل فرهنگي و آموزشي را حذف بكنند.
اولاً حق عمومي است حق جوانان هست و واقعاً مناسب نيست و ناعادلانه است كساني بخواهند به خاطر مشكلات مالي از تحصيل و آموزش محروم بمانند. در همه جهت ها بايد كمك كرد. رويكرد دولت هم در اين قضيه كمك و تسهيل اين مسائل هست. بايد ميزان را عادلانه تنظيم كرد ما هر چقدر هزينههاي زائد و حواشي را حذف بكنيم شايد هزينههاي تمام شده و اقعي گشايشي در حل مشكلات داشته باشد.
به هر حال آن تصميمي كه شوراي عالي انقلاب فرهنگي گرفته بايد اجرا بشود و به اعتبار خودش باقي است و تغييري نكرده است اما راجع به اين نوع اظهارات (اشاره به اظهار نظر هاشمي و خاتمي)؛ به نظرم مردم و افكار عمومي خودشان بررسي بكنند و تحليلها و رويكردها را با هم بسنجند و آن را ارزيابي بكنند.
واقعا تماشایی بود. نمایشگاه از دو سالن تشکیل میشد، یکی بچههای دانشگاه ما و یک سالن هم بقیه واحدها. به هر رشتهای یک غرفه دادهبودند تا دستاوردهای علمی تحقیقاتی ربع قرن فعالیتشون را عرضه کنند. اگر بخوام کوتاه و مختصر یک شمای کلی از نمایشگاه بدم اینجوری باید بگم: بچههای صنایع غذایی چند تا کنسرو و کمپوت و ماکارونی و ماست روی میز گذاشته بودند.
بچه های گیاه پزشکی چند تا کلکسیون پروانههای خشک شده و بچه های زراعت هم چند تا گونی سیب زمینی از واریته های مختلف گذاشته بودند. از همه خندهدارتر کار بچههای باغبانی بود که علاوه بر تزیین انواع سالاد های فصل، کلم و شلغم و ترب را تراشیدهبودند و انواع و اقسام اشکال و مجسمهها را باهاشون درست کرده بودند. حالا خودتون بیابید ارتباط باغبانی را با سالاد فصل و گیاه پزشکی را با پروانههای خشک شده! باز به بر و بچ علوم دامی که حداقل چندتا مرغ و خروس و گوسفند و شتر مرغ آورده بودند. این از سالن اول.

به سالن دوم که وارد میشدی اول فکر میکردی اومدی مهد کودک! اونجا پر بود از بچههای قد و نیم قد با لباسهای رنگارنگ و صورت های نقاشی شده به شکل انواع و اقسام حیوانات. انگار همه مدارس ابتدایی خوراسگان را تعطیل کرده بودند و هر چی بچه بود آورده بودند اونجا! حدود 15 غرفه وجود داشت که هر کدام یه جوری به بچهها ارتباط پیدا می کرد. توی یکی از غرفهها عروسک گردانی میکردند، توی یکی دیگه اسباب بازی و عروسک گذاشته بودند و توی دیگری رو صورت بچهها نقاشی میکشیدند. یکی هم اون وسط میکروفون دستش گرفته بود و مثلا سعی میکرد ادای عمو پورنگ را در بیاره. اسم خودش هم گذاشته بود عمو خوشرنگ! چیزی که بیشتر از اینها جلب توجه میکرد خانم هایی بودند که تو بعضی از غرفهها ایستاده بودند. با اون آهنگی که پخش میشد و با این قیافههایی که اینا برای خودشون درست کرده بودند یه لحظه فکر میکردی به جای دانشگاه اومدی عروسی!
ما که اول متوجه نشدیم این قسمت چه ربطی به ربع قرن فعالیت دانشگاه آزاد داره اما بعد فهمیدیم که مربوط میشه به رشته علوم تربیتی.
از این قسمت هم که گذشتیم رسیدیم به ربع قرن فعالیت دیگر واحدهای دانشگاه آزاد. اگر کسی را چشم بسته میآوردند اونجا واقعا فکر میکرد آوردنش نمایشگاه عکس. نمایشگاه عکسی که جایزه اول را به کسی میدهند که عکس و پوستر بزرگتری از آقای جاسبی زده باشه! به غیر از بعضی از غرفهها که چندتایی پایان نامه و ربات دست ساز گذاشته بودند، بقیه غرفهها پر بود از آلبوم های عکس و پوسترهای بزرگ رنگی چسبیده به دیوار. آلبوم ها هم اکثرا از ابتدای کلنگ زنی واحدها توسط آقای جاسبی شروع و به عکسهای دسته جمعی فارغالتحصیلی ختم میشد. به نظر من که باید اسم این قسمت را میگذاشتند «تاریخچه ربع قرن احداث دانشگاه آزاد از زبان عکس ها»
خیلی جالب بود. حداقل برای ما دانشجویان دانشگاه آزاد جالب بود که بدانیم در ربع قرن گذشته اسلافمان در این دانشگاه چه کردهاند.
حال بماند که جناب آقای خاتمی هم در حاشیه یکی دیگر از همین همایشهای ربع قرنی فرمودهاند که «چه کسی گفته پولی که از دانشجوی دانشگاه آزاد گرفته میشود اجحاف است؟» خوب شاید اگر بابای ما هم پول داشت که مثل آقای خاتمی بچههاشو بفرسته خارج درس بخونند همین را میگفت.
منبع : پويا پرتو
بر همين اساس نمونه هایی از کمکهای ارایه شده به دانشگاه آزاد در همان ابتدای تاسیس را که اداره کل اسناد و مدارک این دانشگاه در سال 1379 در کتاب حدیث آفرینش منتشر کرده است، ارائه مي دهيم:

۱- خرید ساختمان خیابان فلسطین به نشانی خیابان فلسطین نبش انقلاب به پلاک ثبتی 3627/3 و ساختمانی واقع در خیابان دکتر شریعتی خیابان زرگنده – خیابان شهید حجت (کارخانه لعاب سازی) با مساحتی بیش از 11200 متر از بنیاد مستضعفان و جانبازان در اقساط 20ساله و بدون بهره. دانشگاه آزاد قسط های پنج سال نخست را پرداخت نکرده و سپس بنیاد مستضعفان می پذیرد اقساط به 15 سال بعد منتقل شود.
۲- کمک نخست وزیر به دانشگاه آزاد
۳- کمک ده میلیون تومانی دادستان کل کشور از محل اخذ جرایم در سال 61.
۴- تخفیف 30 درصدی در خرید از مزایده بنیاد مستضعفان جهت خرید ساختمانی از بنیاد در سال 1362
۵- کمک 330 هزار تومانی استاندار آذربایجان غربی به واحد تبریز دانشگاه آزاد.
۶- برگزاری کلاسهای درس دانشگاه آزاد در دانشکده علوم دانشگاه کرمان از ابتدای تاسیس واحد کرمان.
۷- استفاده واحد اهواز از امکانات دانشگاه شهید چمران اهواز.
۸- دایر شدن دفتر واحد شاهرود در مرکز تربیت معلم و استفاده از امکانات اداری این مرکز در کلیه زمینه ها.
۹- آغاز به کار واحد رشت در دانشکده کشاورزی و منابع طبیعی و سپس استفاده از ساختمان هتل مولن روژ که در اختیار بنیاد مستضعفان بود.
۱۰- استانداری سیستان و بلوچستان ساختمانی را در اختیار دانشگاه آزاد اسلامی در اختیار واحد اهواز قرار داده بود و آموزش و پرورش نیز اجازه استفاده از انستیتو تکنولوژی شهید باهنر را به این واحد داده بود.
۱۱- استقرار واحد مشهد در دفتر دانشکده علوم دانشگاه مشهد و سپس استفاده از طبقه فوقانی ساختمانی متعلق به بنیاد جانبازان؛
و موارد بسیار زیاد دیگر ...
نکته قابل توجه دیگر اینکه دکتر جاسبی در عمده مکاتبات خود ذیل نامه ها را با عنوان «معاون نخست وزیر و رییس دانشگاه آزاد اسلامی» امضا کرده است که این عنوان برای دستگاه های دولتی نوعی ایجاد الزام به انجام دادن درخواست ها بوده است؛ حال انکه جاسبی در آن زمان رییس سازمان امور اداری و استخدامی بوده است.
در بخشي از اين بيانيه با حمايت از تصميم رئيس جمهور آمده است: متاسفانه شاهد موضع گیری های تند و سیاسی برخی افراد هستیم که در جهت حفظ منافع شخصی خود تلاش می کنند که این موضوع حتی در نامه 221 نماینده مجلس در حمایت از رئیس آن ،که مظهر باج دهی و باج خواهی این دانشگاه و همچنین برگ زرینی بود در میان افتخارات مجلس هفتم در جهت استیفای حقوق ملت ، نیز به خوبی مشاهده شد.
.jpg)
متن كامل اين بيانيه به اين شرح است :
دانشگاه آزاد ، نهاد علمی مردمی یا خواستگاه سیاسی
انجمن ها و تشکل های پویا و فعال ، زمانی تحقق می یابند که بتوانند در عرض یکدیگر به موازنه آرا ، افکار و عقاید بپردازند، و از همه مهمتر، انجام کار سیاسی ،که سبب افزایش قدرت فهم و تحلیل آن و روشنگری دانشجو برای آگاه شدن در برابر فریب جریان های سیاسی است. در حالیکه در دانشگاه آزاد نتنها بستر مناسب تحقق چنین امری مهیا نیست ، بلکه فضایی سرشار از خفقان بر آن حاکم است که از جمله مصادیق آن ، نبود انجمن صنفی به عنوان نماینده رسمی دانشجویان برای پیگیری مطالبات ، نبود انجمن اسلامی ، تعطیلی نشریات و ... می باشد . از سوی دیگر مهجور ماندن واژه و هویت اسلامی ، در دانشگاه آزاد اسلامی است
موضوع مشکلات دانشگاه آزاد اسلامی ، یکی از قدیمی ترین موضوعاتی است که همواره از بدو تأسیس تا به امروز عرصه ای برای منتقدان ، تحلیل گران ، متولیان علمی و پژوهشی و دلسوزان آینده علمی کشور بوده و می باشد. مشکلاتی که ریشه در مدیریت فردی ، بسته ، غیرشفاف و سوال برانگیز افراد آن دارد. آنچه در این میان حائز اهمیت است اینکه ، تا به حال از دانشجویان این دانشگاه ،که مستقیما تحت الشعاع مسائل آن قرار دارند، در فضایی امن نظر خواهی نشده است. لذا بر آنیم تا نکاتی را جهت روشن تر شدن افکار عمومی جامعه علمی به عرض برسانیم.
شایان ذکر است که مدیریت پلیسی مسئولان این دانشگاه و عدم مجال هرگونه انتقاد ، اعتراض و شکایت به دانشجویان که منجر به پیگیری و برخورد شدید با عوامل آن می شود ، لزوم ناشناخته بودن ما را ایجاب می نماید.
دانشگاه به عنوان مهد علوم مختلف و کانون ظهور و بروز افکار و اندیشه ها و همچنین نبض تپنده کشور و الگوی تمام عیار جوامع اجتماعی ، همواره از ویژگی های ممتازی برخوردار بوده است. ویژگی هایی که لوح وجودی انسان را قالب و معنا می دهد و او را برای هدفی والاتر آماده می کند.
اکنون با گذشت بیش از 25 سال از عمر دانشگاه آزاد ، که با هدف کمک به آموزش عالی کشور قدم در این عرصه نهاد، به دلیل وجود مشکلات و خلأهایی که ناشی از سیاست گذاری های غلط و غیر کارشناسانه مسئولان آن می باشد، دانشجویان این دانشگاه را با سختی های زیادی مواجه نموده است. سیاست هایی که ناشی از نوعی تفکر رقابتی مطلق به لحاظ کمی، برای توسعه و تحت پوشش قراردادن افراد بیشتری می باشد. که همین امر باعث مغفول ماندن توجه به رشد کیفی و رعایت استانداردها و برخورداری از آن ویژگی های ممتاز شده است. توسعه فیزیکی با نگاه حداقلی به توسعه کیفی ، چه میزان در رشد و اعتلای آموزش عالی می تواند موثر باشد؟ آیا صِرف رشد سرانه آموزشی هر فرد ، می تواند معیاری برای سنجش و ارزیابی کیفی آن مجموعه باشد؟
از طرفی دیگر، در بعضی واحدها به دلیل جذب بیش از حد دانشجو ، که مشخص نیست متناسب با کدام نیاز و بر طبق چه ملاکی بوده است ، با کمبود فضای آموزشی مواجه هستیم . به عنوان نمونه در دانشکده فنی تهران جنوب با وجود 16 هزار دانشجو حتی یک کلاس اضافه برای حل تمرین وجود ندارد. آیا این امر چیزی جز نگاه مادی و کسب منفعت بیشتر را به ذهن متبادر می سازد؟ پذیرش بدون حد و مرز دانشجو ، مطابق با کدام معیار و یا تأیید دستگاهها و نهاد های ذیربط بوده است ؟ آیا چنین سیاستی با علمِ بر وجود معضل بیکاری و بالتبع آن ایجاد اشتغال کاذب ، باعث تغییر در نوع فرهنگ قشر تحصیل کرده جامعه نمی شود؟
اکنون مشکل بیکاری ، طیف وسیعی از فارغ التحصیلان این دانشگاه را با سختی روبرو نموده است . نوعی نگاه تبعیض آمیز که در استخدام فارغ التحصیل آزاد با دولتی ، چه در شرکت های خصوصی و چه ارگان های دولتی وجود دارد ، ناشی از چیست؟ آیا ایجاد فارغ التحصیلان بیکار همان دستاوردی است که بر اطلاع رسانی آن بعد از 25 سال تأکید دارند؟
از دیگر مشکلات ، کمبود امکانات آموزشی متناسب با تعداد دانشجویان ، مخصوصاً در دانشکده های فنی می باشد . کمبود وسایل آزمایشگاهی ، نبود کتابخانه های مجهز، کمبود وسایل کمک آموزشی و نبود سایت کامپیوتری کافی (به عنوان مثال ، وجود تنها 13 کامپیوتر در سایت دانشکده فنی تهران جنوب برای 16 هزار دانشجو) از عمده نواقص می باشد.
استفاده از اساتید درجه 2و3 و همچنین انتصاب های رابطه ای بدون در نظر گرفتن صلاحیت علمی و اخلاقی ، از دیگر مشکلات است. انتخاب هیئت علمی از میان فارغ التحصیلان این دانشگاه که بعضاً ازمسئولینی می باشندکه به دلیل دغدغه های کاری فراوان فقط موفق به کسب مدرک این دانشگاه شده اند، کفه علمی دانشگاه آزاد را سبک نموده است.
ضمن اینکه عمده اساتید این دانشگاه به ویژه در دانشکده های فنی ، دارای شغل اصلی فارغ از تدریس در دانشگاه می باشند که البته تدریس آنها نیز یا برای کسب درآمد و یا برای تعهدی است که نسبت به دانشگاه دارند. رفتار بعضی از آنها به گونه ای است که دانشجویان را با کارمندان خود در ادارات اشتباه می گیرند . البته فقدان دفتر کار برای هر استاد به منظور ارتباط با دانشجو مزید بر علت شده است. افزون بر این هیچ گونه نظارتی بر نحوه عملکرد و ارزشیابی اساتید وجود ندارد. از طرفی دیگر ، رفتار نامناسب کارمندان و کارکنانِ توجیه نشده ،که فقط از روی رفع تکلیف انجام وظیفه می کنند نیز به نحوی است که هیچ گونه احساس تشخَصی به دانشجو داده نمی شود.ضرورت وجود روحیه نشاط و شادابی در دانشگاهها همواره از مسائلی بوده که مسئولان نظام بر آن تأکید داشته اند، روحیه ای که زمینه ساز بروز شکوفایی استعداد و بیان افکار و اندیشه دانشجو باشد.
اتخاذ سیاست های سطحی و کودکانه، نظیر جدا کردن دخترها و پسرها در دوره ای و همچنین برخورد های تند و موضعی خصوصاً در بحث حجاب که نتنها اثرات آن به دقیقه نمی رسد بلکه واکنش های عکس را در پی دارد ، ناکارآمدی این دانشگاه را در مهار مشکلات فرهنگی آشکار نموده است. وضعیت نابسامان فرهنگی و عدم برنامه ریزی مناسب برای جهت دهی و کنترل آن به موضوعی مزمن و نگران کننده تبدیل شده است که لزوم توجه هرچه بیشترمسئولان را می طلبد.اما مسأله شهریه دانشگاه ،که به معضل اصلی خانواده ها تبدیل گردیده است .
شهریه هایی که معلوم نیست بر طبق چه فرمولی محاسبه و از دانشجو اخذ می شود ، شهریه هایی که به جای مصرف برای دانشجو ، صرف ساختن دانشگاه آزاد در بیابان های مناطق محروم می شود و هیچ دستگاه نظارتی متعهد جهت کنترل آن و نظارت بر حسن مصرف آن وجود ندارد.اکنون نیز که شورای عالی انقلاب فرهنگی به عنوان عالی ترین مرجع تصمیم گیری و نظارتی بر آموزش عالی فعالیت هایی را برای اصلاح این نواقص آغاز نموده ، متاسفانه شاهد موضع گیری های تند و سیاسی برخی افراد هستیم که در جهت حفظ منافع شخصی خود تلاش می کنند که این موضوع حتی در نامه 221 نماینده مجلس در حمایت از رئیس آن ،که مظهر باج دهی و باج خواهی این دانشگاه و همچنین برگ زرینی بود در میان افتخارات مجلس هفتم در جهت استیفای حقوق ملت ، نیز به خوبی مشاهده شد.
در انتها ما دانشجویان دانشگاه آزاد با تأکید بر اینکه مصالح هیچ یک از دانشجویان را بر منافع گروه های سیاسی مقدم نمی دانیم، حمایت قاطع و همه جانبه خود را از تصمیم رئیس جمهور محترم اعلام میداریم و از همه اساتید ، دانشجویان ، انجمن ها و تشکل های علمی وغیر علمی می خواهیم تا با صدور بیانیه های جداگانه در حمایت از این امر، ما را یاری رسانند تا هرچه زودتر رؤیای تحقق دانشگاه آزاد استاندارد اسلامی به حقيقت بپيوندند.
والعاقبه للمتقین
جمعی از دانشجویان دانشکده های فنی تهران جنوب ، تهران شمال ، علوم و تحقیقات تهران مرکز ، دانشکده الاهیات تهران شمال ، دانشکده علوم سیاسی تهران مرکز، دانشکده مدیریت و علوم اجتماعی تهران شمال

سيد محمد خاتمي صبح امروز (۱۱ دي) در ديدار دست اندركاران نمايشگاه «ربع قرن فعاليت دانشگاه آزاد» گفت: عبدالله جاسبي داراي ويژگي سعهي صدر، مديريت و پيگيري است و در بدو تاسيس اين دانشگاه بدون تكيه بر امكانات دولتي به اداره اين دانشگاه پرداخت، امروز اين نهال نوپا نه تنها به صورت درختي تناور درآمده بلكه در عرصههاي بينالمللي هم به جايگاه و پايگاهي قابل احترام دست يافته است.
پيش از اين اكبر هاشمي رفسنجاني مخالفان مديريت دانشگاه آزاد را به شرارت و موذي گري متهم كرده بود.
اين بخش از سخنان رئيس جمهور سابق را خبرگزاري ايسنا وابسته به بنياد باران(!) آن را منتشر كرده است.
در بخش ديگري از سخنان سيد محمد خاتمي در خبرگزاري فارس منعكس شده، رئيس بنياد باران خطاب به مسئولان دولت، دغدغه آنان درباره شهريه هاي دانشگاه آزاد بيجا دانست!
سيدمحمد خاتمي بدون اشاره به 8 سال دوران رياست جمهوري اش افزود: به جاي ايرادگيري از اين دانشگاه پس از 25 سال به اين دانشگاه رديف بودجه اختصاص دهيد.
وي گفت: ديدگاه من نسبت به دانشگاه آزاد از دو منظر عنوان ميشود يكي به عنوان شهروندي علاقهمند به افزايش سطح دانايي مردم و ديگري به عنوان يك مقام سابق كشوري.
وي ادامه داد: ارتقاي سطح دانش كشور كافي نبوده و هنوز هم براي رسيدن به اهداف سند چشمانداز ملي كشور ظرفيتهاي فراواني وجود دارد و لازم است تا قدم بسيار بزرگي براي روند روبهرشد دانشگاه آزاد برداريم.
خاتمي با اشاره به اين مطلب كه در قبل از انقلاب تنها 15 هزار نفر دانشجو داشتيم و در زمان تحويل رياست جمهوري به من اين تعداد به 700 هزار نفر رسيد و در پايان مدت رياست جمهوري اين تعداد به 2 ميليون نفر رسيده بود، گفت: هنوز هم خلاء وجود دانشگاههاي بيشتر با تعداد پذيرش دو برابري در كشور حس ميشود.
وي به برخي از سفرهاي استاني خود در زمان رياست جمهوري اشاره كرد و گفت: بيشترين خواسته احصا شده از مردم در اين مدت يا افزايش تعداد دانشگاه در مناطق داراي دانشگاه بود و يا تأسيس دانشگاه در مناطقي كه دانشگاه در آن وجود نداشت و اين نشاندهنده علاقه مردم به افزايش سطح عمليشان است.
رئيس جمهور سابق كشور به اختلاف اساسي دانشگاه آزاد و دانشگاه ملي در ابتداي تأسيس اين دانشگاه اشاره كرد و گفت: به برخي از اعضاي شوراي عالي انقلاب فرهنگي حق ميدهيم كه خواستار استانداردسازي دانشگاه آزاد باشند اما كافي است در كنار اين توجه به دانشگاه آزاد اندكي هم به دانشگاههاي غيرانتفاعي و پيام نور و استاندارد سازي اين دانشگاهها كه ساخته خود دولت است توجه كنند.
وي همچنين به دغدغه برخي از مسئولان در خصوص گرفتن پول اضافه از دانشجويان توسط دانشگاه آزاد اشاره كرد و گفت: دغدغه اين مسئولان بسيار نابجا است زيرا كافي است اين مسئولان بر سازوكار ايجاد شده توسط خودشان در خصوص گرفتن پول از برخي از دانشجويان دانشگاههاي سراسري نگاهي كرده و سپس رقمهاي دريافتي اين دانشگاه را با آن دانشگاهها مورد سنجش قرار دهند و آنگاه اين همه بدگويي در مورد اين دانشگاه انجام دهند.
خاتمي همچنين به دولت و دانشگاه آزاد پيشنهاد داد: تا در صورت دلسوزي واقعي براي دانشجويان نرخ ثبتنام در دانشگاه آزاد را به صورت شناور تعيين كنند تا كساني كه واقعاً استطاعت پرداخت اين شهريه را ندارند شهريه كمتري پرداخت كرده و كساني كه استطاعت دارند شهريه بيشتري را پرداخت كنند.
وي در خاتمه با اشاره به اين مطلب كه جايگاه دانشگاه آزاد بسيار تحول پيدا كرده و بسيار حساس شده است، گفت: بايد سعي كنيم تا موانع از سر راه اين دانشگاه برداشته شود و كمك كنيم تا تعداد دانشجويان اين دانشگاه رشدي دو برابري داشته باشد.
به گزارش گروه دريافت خبر خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، در اين بيانيه ابراز عقيده شده است: «چند صباحي است شاهد تحركات و فعاليتهاي سياسي گروهي قليل در كشور براي دستيابي به اهداف و منافع جناحي خود در حوزه آموزش عالي كشور هستيم.
اما آن چه موجب تعجب واقع و باعث شد سكوت ما بشكند و تحمل را از حد آستانه خارج كند، بازيچهشدن و سياسيبازي تعداد معدودي مجموعه با عنوان تشكل دانشجويي و حمايت رسانههاي حامي و همجهت با آنان در فضاي عمومي جامعه است.

در ادامه اين بيانيه آمده است: «حمايتنكردن نمايندگان از اقدام انقلابي دولت در مقابله با دانشگاه آزاد مورد اعتراض دفاتر بسيج دانشجويي واقع شده است كه در اينجا بايد پرسيد آيا مجلس اصولگراي هفتم ملزم و مجبور به حمايت بيچون و چرا از تمامي اقدامات دولت است؟ و آيا با نگاهي كارشناسانه و مسوولانه حق اظهار نظر ندارد؟ آيا تنها زماني كه نمايندگان مردم از اقدامات و تصميمات جناح متبوع آنان حمايت ميكند وظيفه پاسداري خود را از حقوق مستضعفان را انجام دادهاند؟ و آيا تمامي اظهارنظرهاي آنان در صورت تفاوت و مخالفت با نظر دولت، محكوم و باطل است؟
سوال ديگر ما نسبت به ميزان علم و آگاهي امضاءكنندگان پاياني به عنوان حاميان آن بيانيه نسبت به فضاي دانشگاهي كشور است و جاي بسي تعجب است كه چرا در برابر رخدادهاي درون دانشگاهي دولتي كه از بيتالمال و پول مردم و همان قشر مستضعف جامعه اداره ميشود، سكوت كردهاند.»
در ادامه اين بيانيه از آن چه با عنوان « پذيرش دانشجو بدون كنكور همراه با اخذ مبالغ كلان و ميليوني به عنوان شهريه، دريافت شهريههاي گزاف در دورههاي شبانه دانشگاههاي دولتي كه بيش از شهريههاي دانشگاه آزاد است، نيز رويش قارچگونه و بيقيد و اساس و بدون ضابطه و عدم تامين حداقل استانداردهاي آموزشي در مجموعههاي غيرانتفاعي كه توسط وزارت علوم در حال افزايش است و ممانعت از فعاليتهاي دانشجويي در دانشگاههاي دولتي كه برخوردهاي صورت گرفته با انجمنهاي اسلامي در سراسر كشور نمونه كوچكي از آن است، خوانده شده، از اين موراد به عنوان دلايل ضعف مديريت حاكم بر آموزش عالي و عدم بهرهوري لازم نسبت امكانات و بودجه در اختيار ياد شده و آمده است چرا در اين موارد هيچ سوالي مطرح نميشود و هيچ واكنشي نميبينيم.»
صادركنندگان بيانيه در ادامه ابراز عقيده كردهاند: «ما در راستاي رسالت دانشجويي خود و با شعار نقد منصفانه و دفاع عالمانه، نگاه منتقدانه را باعث رشد و ترقي هر مجموعه و ارگان و دولت و مجلس و ديگر نهادها را قابل نقد ميدانيم، اما آن چه اكنون بر فضاي رسانهاي كشور حاكم است تخريب و ناديده انگاشتن تمامي خدمات و دستاوردها و برخوردهاي صرفا سياسي است.»
در اين بيانيه آمده است: «حركت هوشمندانه و مسوولانه نمايندگان ملت كه در حوزههاي انتخابي خود با محاسن و ثمرات دانشگاه آزاد اسلامي در روند توسعه پايدار كشور به خوبي آشنا هستند و اثرات آن را به وضوح ميبينند، در اعلام حمايت از دانشگاه آزاد اسلامي و دستاوردهاي آن بيانگر بينش و تحليل آنان در اين شرايط سخت و فضاي سنگين فشارهاي سياسي بر مجموعه دانشگاه آزاد اسلامي است.
ما به نمايندگي از طرف بيش از 50 تشكل دانشجويي در سراسر كشور با قدرداني از اين اقدام حكيمانه و جسورانه مجلس شوراي اسلامي خواستار حمايت از حقوق ملت در تمامي حوزهها و اعمال نقش نظارتي در مديريت اقتصادي، سياسي، فرهنگي و ... كشور بدون توجه به جوسازيهاي سياسي هستيم.»
عضو شوراي مركزي اتحاديه انجمنهاي اسلامي دانشجويان مستقل گفت: وزير علوم كه كمتر از 50 درصد دانشجويان زير نظر او هستند مورد سؤال قرار گرفته و در صورت نياز استيضاح ميشود،اما رئيس دانشگاه آزاد كه بيش از 50 درصد دانشجويان را پوشش ميدهد، به هيچ مرجعي پاسخگو نيست.

به گزارش خبرگزاري فارس در كنفرانس خبري چهار تشكل فعال دانشجويي كشور، علي خضريان نماينده اتحاديه انجمنهاي اسلامي دانشجويان مستقل در پاسخ به سؤال خبرنگاري كه از وي در رابطه با تقابل دولت با دانشگاه آزاد بر سر شهريهها پرسيد، خاطرنشان كرد: جنبش دانشجويي وارد باند بازي و سياست بازي نخواهد شد، متاسفانه اكنون در دانشگاه آزاد خفقاني شكل گرفته كه هيچ دانشجويي امكان اعتراض به يكي از مديران جزء دانشگاه را هم ندارد و جاسبي هم تشكلهاي خود ساختهاي را براي سوپاپ اطمينان ايجاد كرده است.
خضريان ايجاد دانشگاه آزاد در مناطق دور افتاده را سبب تغيير فرهنگها و بروز مفاسد اخلاقي دانست و افزود: اين علاوه بر مفاسد اقتصادي موجود در دانشگاه آزاد است.
در ادامه با بيان اين كه رئيس دانشگاه آزاد اسلامي به هيچ مرجعي پاسخگو نيست، اضافه كرد: وزير علوم كه كمتر از 50 درصد دانشجويان زير نظر او هستند مورد سؤال قرار گرفته و در صورت نياز استيضاح ميشود اما در مورد دانشگاه آزاد كه بيش از 50 درصد دانشجويان را پوشش ميدهد، اينگونه نيست.
خضريان به سوءاستفاده از تشكلهاي فعال و بزرگ كشور در دانشگاه آزاد اشاره و تصريح كرد: شكلهايي با عناوين جامعه اسلامي و انجمن اسلامي دانشجويان در دانشگاه آزاد شكل گرفتهاند اما هيچ پايبندي و اعتقادي به اساسنامه دفاتر مركزي اين تشكلها ندارند.
وي در اين رابطه اضافه كرد: در اصل ثابت بودن مديريت خود به خود فساد انگيز است.
عضو شوراي مركزي اتحاديه انجمنهاي اسلامي دانشجويان مستقل به سخنان رهبري پيرامون مديريت تحول اشاره و تصريح كرد: تحول ضروري است و بايد آن را در جهت مثبت مديريت كرد، لوازم تحول را از جمله شور و شوق، استعداد وافر، آرزوي پيشرفت، اميد به آينده، تحرك و آمادگي براي كار و تلاش را در جامعه تقويت كرد و با شناخت صحيح مرز بين تحول مثبت و منفي؛ نخبگان و دانشگاهيان با دوري از هرج ومرج و ساختار شكني و حفظ ريشه و اصالت و داشتن روحيه نقد و انتقادپذيري و انتخاب خط مشي صحيح تحولات جامعه را مديريت كنند.
وي به تاكيد رهبر معظم انقلاب بر واژه تحول بجاي اصلاح اشاره و خاطر نشان كرد: اين مسئله نشان دهنده شكاف بين اين دو واژه است چرا كه تحول تغييرات نسبتا بنياديتري را نسبت به اصلاحات در بر ميگيرد و يك انقلاب مديريتي را ميطلبد و اينكه ايشان مديريت تحول را در دست دانشگاهيان و نخبگان داشتند هم يك وظيفه سنگين و مسئوليت بزرگي را بر دوش ما نهادند و هم يك مدال افتخار ديگري را به نخبگان و شكلهاي داشنجويي دادند، چرا كه اين نشان دهنده اعتماد و اعتقاد به دانشگاهيان و كارآمدي تشكلهاي دانشجويي از سوي رهبر انقلاب است.
وي در پايان مديريت تحولات از سوي نخبگان را نيازمند بستر وسيع اجتماعي دانست و گفت: اين تحول بايد از پايين به بالا صورت بگيرد نه اينكه در چهارچوبهاي اداري و دولتي و از بالا به پايين انجام شود و اين داراي سه خاصيت پايدار، عميق و فراگير بودن است.
در بخشي از اين بيانيه با اشاره به نامه 221 نماينده در تشكر از جاسبي آمده است: انتشار نامه و متن آن كه طبق شنيدهها نه توسط نمايندگان، بلكه توسط معاون پارلماني يك دانشگاه تهيه شده است، چه تصويري از نمايندگان در ذهن تودهي مستضعف جامعه ايجاد ميكند؟ به راستي مردم آنان را نمايندگان ملت خواهند ناميد يا نمايندگان باند قدرت؟
.jpg)
متن كامل اين نامه سرگشاده اينچنين است :
بسم الله الرحمن الرحيم
لازمهي حركت صحيح در مسير توسعه، پيشرفت وتعالي هر مجموعهاي يقيناً حركت در چارچوب قوانين آن مجموعه براي ايجاد روند حركتي منظم و در راستاي رسيدن به آن اهداف است. در اين ميان در نظام جمهوري اسلامي ايران، جايگاه مجلس شوراي اسلامي به عنوان قوهي مقننه و قانونگذاري از اهميت وافري برخوردار است. مجلس شوراي اسلامي و نمايندگان محترم آن به عنوان تعيينكنندگان قوانين كشور، خود بايد اولين عاملان به آن باشند و در صورت مشاهدهي هرگونه حركت خلاف قانون، از نقش نظارتي خود بر ساير مجموعهها استفاده كرده و با برخورد به موقع و صحيح و در چارچوب قانون، مانع از تخطي هر شخص و گروهي شوند. يقيناً اين انتظار از مجلس هفتم كه اكثريت نمايندگان آن داعيهدار اصولگرايي هستند، بيش از سايرين مورد توقع است و براي آن هيچ عذر و بهانهاي پذيرفته نيست.
و اما اصل سخن با شما نمايندگان مجلس شوراي اسلامي:
چندي پيش يكي از مصوبات خوب شوراي عالي انقلاب فرهنگي پيرامون ترميم هيأت مؤسس و اصلاح ساختار دانشگاه آزاد اسلامي، با رأي اكثريت اعضا به تصويب رسيد. مصوبهاي كه حكايت از درك درست و عميق اعضاي شوراي عالي انقلاب فرهنگي و به ويژه رييس آن شورا، يعني رياست محترم جمهور آقاي دكتر احمدينژاد دارد.
حقيقت امر اين است كه هيچكس منكر اقدامات و خدمات خوب دانشگاه آزاد نيست؛ اما همانگونه كه بيان شد لازمهي رشد صحيح و هماهنگ هر جامعهاي، حركت در چارچوب قانون است كه تخطي از آن توسط هر شخص يا گروهي كه باشد محكوم است.
آيا براي ثبت دانشگاه آزاد در سال 1361 مجوز قانوني اخذ شده و اقدامي صورت گرفته است؟
آيا براي انتخاب رياست دانشگاه توسط هيأت امناي مربوطه، از بدو تأسيس تاكنون روند قانوني طي شده است؟
آيا بر طبق قوانين، براي احداث واحدهاي جديد و يوم الولادهي دانشگاه آزاد و دريافت شهريه از دانشجويان آن، طبق قوانين وزارت علوم، تحقيقات و فناوري عمل شده است؟
در اين راستا از نمايندگان مجلس انتظار بر اين بود كه پيش از اين نقش نظارتي خود دربارهي دانشگاه آزاد را اعمال كنند؛ اما علاوه بر اينكه اينگونه نشد، شاهد مانعتراشي برخي از آنان در جريان تحقيق و تفحص خودِ مجلس شوراي اسلامي از وزارت علوم، تحقيقات و فناوري در دانشگاههاي آزاد كشور بوديم كه جاي بسي سؤال و البته تأسف دارد.
به راستي علت گريز رياست دانشگاه آزاد از پذيرش تحقيق و تفحص نمايندگان ملت از زير مجموعهي انحصاري خود چيست؟
آيا شائبهي تخلفات عديده و تخطيهاي پي در پي از قوانين شوراي عالي انقلاب فرهنگي، اساسنامهي دانشگاه آزاد و مقررات وزارت علوم باعث آن شد كه اين مجموعه به تحقيق و تفحصِ مجلس شوراي اسلامي رضايت ندهد؟
از سوي ديگر، هنگامي كه اين حركت انقلابي به ابتكار رييس جمهور محترم صورت ميگرفت كه اجراي آن حتماً و يقيناً به رشد و شكوفايي دانشگاه آزاد اسلامي و خدمت به طيف گستردهي دانشجويان اين دانشگاه منجر ميگرديد، علاوه بر آن كه شاهد حمايت از سوي شما نبوديم، بلكه آن گاه كه دستاندركاران دانشگاه آزاد با انتساب خود به حضرت امام (ره) و مقام معظم رهبري، سعي در توجيه اقدامات غير قانوني خود داشتند نيز، شما در مقابل آنان موضعگيري نكرديد كه هيچ، از اعلام حمايت علني خود هم دريغ نورزيديد.
هنگامي كه يكي از بهانههاي دروغين مسؤولان دانشگاه آزاد اسلامي، حضور مقام معظم رهبري در هيأت امناي دانشگاه آزاد است ـ مسألهاي كه توسط ايشان تكذيب شده است ـ به راستي اقدام شما 221 نمايندهي مجلس در نامهنگاري به ايشان و اعلام حمايت از دانشگاه آزاد اسلامي و به ميان آوردن جايگاه ولايت فقيه در چنين قضيهاي چه معنايي مي تواند داشته باشد؟ شأن ولي فقيه بالاتر از آن چيزي است كه مستمسك اين چنين وقايعي گردد و اين موضوعي است كه از داعيهداران اصولگرايي انتظار درك آن ميرود و البته به هيچ عنوان گزاف هم نيست.
با انقلاب اسلامي ايران، حكومت مادامالعمر و موروثي به سر رسيد. ابقاي يك فرد در طي 25 سال گذشته در كسوت رياست اين دانشگاه، توهين به كل مديران اين مملكت نيست؟ آيا نمايندگان امضاكننده، بر طبق الگوي شايستهسالاري، فرد مدير ديگري در ميان 70 ميليون ايراني سراغ ندارند؟
شأنيت نمايندگي ايجاب ميكند كه نمايندگان مردم در فضاي تقابلي بين مردم و باندهاي قدرت، حامي مردم باشند نه باندهاي قدرت و ثروت. آيا نمايندهاي كه بدون كنكور و با رانت نمايندگي از دانشگاه آزاد مدرك تحصيلي اخذ ميكند، شهامت برخورد با مفاسد را دارد؟
انتشار نامه و متن آن كه طبق شنيدهها نه توسط نمايندگان، بلكه توسط معاون پارلماني يك دانشگاه تهيه شده است، چه تصويري از نمايندگان در ذهن تودهي مستضعف جامعه ايجاد ميكند؟ به راستي مردم آنان را نمايندگان ملت خواهند ناميد يا نمايندگان باند قدرت؟
شما نمايندگان مجلس شوراي اسلامي به عنوان منتخبان ملت ايران، وظيفهي پاسداري از حقوق آنان و برآوردن توقعات و انتظارات آنان و حمايت از آنان در برابر باندهاي قدرت را عهدهدار هستيد؛ نه آنكه حمايت از مركز قدرتي را پيشهي خود كنيد كه با اعمال غير قانوني خود ـ نظير افزايش شهريهي دانشگاه ـ نارضايتي مردم را برانگيخته است.
با اين همه خواهشمنديم در صورت اعتقاد به حركت در مسير استيفاي حق ملت و انتشار اين نامه در اين مسير، اسامي امضاكنندگان اين نامه را منتشر نماييد. بديهي است عدم اقدام در انتشار اسامي مذكور به معناي ترس از بازخورد آن در جامعه ميباشد.
اميدواريم نمايندگان مجلس شوراي اسلامي با رعايت تقواي سياسي و حركت در چارچوب قانون و پيروي از فرمايشات مقام معظم رهبري در راستاي برآوردن انتظارات مردم مسلمان ايران و نيازهاي حقيقي آنان و رشد و تعالي جامعهي اسلاميمان تلاش بيشتري نمايند.
از خداوند متعال موفقيت و سربلندي شما را در راستاي خدمت به ايران اسلامي خواهانيم.
بسيج دانشجويي دانشگاههاي: اصفهان، تربيتمدرستهران، تهرانوعلومپزشكيتهران، شهركرد، شهيدباهنركرمان، شهيدچمراناهواز، شيراز، صنعتياصفهان، صنعتياميركبيرتهران، صنعتيخواجهنصيرالدينطوسيتهران، صنعتيشريفتهران، علامهطباطباييتهران، علموصنعتتهران، فردوسيمشهد، گيلان و يزد
عبدالله جاسبي رئيس دانشگاه آزاد اسلامي در نامهاي به غلامعلي حداد عادل رئيس مجلس شوراي اسلامي ضمن تبريك سالروز تاسيس شوراي عالي انقلاب فرهنگي در پاسخ به نامه 233 نماينده مجلس شوراي اسلامي به مقام معظم رهبري در خصوص قدرداني و تشكر از دانشگاه آزاد اسلامي آورده است: نمايندگان محترم و معزز مجلس شوراي اسلامي در هفتهاي كه گذشت، با درك عميق از فلسفه وجودي دستاورد و چشمانداز روشن دانشگاه آزاد اسلامي با امضاي اكثريت قابل توجه طي نامهاي به محضر مقام معظم رهبري كه خود از بنيانگذاران دانشگاه آزاد اسلامي بودهاند، اين مجموعه را مورد حمايت و عنايت خويش قرار دادند و با سنگينتر كردن بار تكليف بر اينجانب و تمامي اساتيد، دانشجويان و كاركنان روحيه و انگيزه مجموعه خدوم اين دانشگاه را تقويت نمودهاند.
جاسبي در اين نامه افزود:اينجانب برخود فرض ميدانم تا از سوي خويش، مديران خدوم، كاركنان زحمتكش و دانشجويان متعهد و سختكوش دانشگاه آزاد اسلامي از اين درايت، حمايت و محبت نمايندگان بزرگوار مجلس شوراي اسلامي تقدير و تشكر نمايم.
رئيس دانشگاه آزاد اسلامي تاكيد كرد: عملكرد و رشد كمي و كيفي دانشگاه آزاد اسلامي اين مولود انقلاب و يادگار امام راحل در مدت نزديك به ربع قرن مرهون همت بلند و تلاش بيوقفه تمامي اعضاي اين مجموعه از مديران، اساتيد،دانشجويان و كاركنان، و حمايتهاي آن عزيز سفر كرده، مقام معظم رهبري، هيات موسس، هيات امنا و تمامي اركان نظام و ملت فداكار و هوشيار ايران بوده و برگ سبزي در مقابل رشادتهاي و ايثارگيهاي ملت بزرگ ايران بخصوص خانواده معظم شهدا و جانبازان است.
جاسبي در پايان اين نامه افزود: بديهي است ادامه روند پيشرفت و حل مشكلات پيش رو با تعامل، همكاري و نظارت مجلس شوراي اسلامي مايه مباهات و دلگرمي ميباشد.
