وي گفت: با توجه به در پيش بودن انتخابات مجلس، بايد ساماندهي سياسي كه تجلي ان در گروهها و احزاب است قوت بگيرد و دولت هر چه بيشتر احزاب را تقويت كند.
وي گفت: امروز در يكي از دانشگاههاي ازاد قزوين سخنراني داشتم، در آنجا از من پرسيدند به چه كسي راي دهيم من در پاسخ گفتم نميگويم به چه كسي راي دهيد اما ميگويم به طرفداران دانشگاه آزاد راي دهيد.
نگه داشتم . مانتو كرم روشن پوشيده بود با روسري ژرژت قهوه اي . موهاي مش كرده زيتوني اش به اندازه يك كف دست از روسري بيرون بود و
به سمت بالا خميده بود . كلاسوري در دست داشت و عينك تيره اي كه حالا وقت غروب ديگر به كارش نمي آمد .وقتي سوار شد [....] گفت :لطف كردين.
گفتم : خواهش مي كنم . البته من پارك دانشجو نمي رم ولي تا ....
حرفم را بريد و گفت : چه بهتر ! منم پارك دانشجو نمي رم .
مبهوت و وارفته گفتم : اِ ... ولي ... شما ... گفتين ... پس كجا مي رين؟
گفت : حالا چرا اينقدر هول شدين . من كه چيزي نگفتم .
راست مي گفت. ماجرا بيشتر به عقب افتادگي من از اوضاع و احوال زمانه برمي گشت. براي اينكه تا حدودي قضيه را جمع كرده باشم گفتم :
از اين تغيير تصميمتون يه كمي تعجب كردم .
با خونسردي گفت : از اولشم تصميم نداشتم برم پارك دانشجو .
حالا ديگر كاملا حق داشتم گيج شوم . مانده بودم چه جوابي بدهم كه مثل حرف قبلي خيلي پرت و پلا نباشد .
وقتي از مطهري به سمت پايين وارد شريعتي شدم ، چند خانم ديگر دست تكان دادند و هر كدام چيزي گفتند . يكي گفت پيچ شميران ، ديگري گفت سينما ريولي سومي گفت تا پمپ بنزين و ...
گفتم : فكر كنم اينها هم هيچكدام جاهايي كه مي گن ، تصميم ندارن برن .
لبخندي زد و گفت : براي من فرق نمي كنه . هر جا شما بگين مي ريم .
دوباره دستپاچه شدم و بي تأمل گفتم : من پيشنهاد خاصي ندارم و چشمم به كلاسورش افتاد و براي اينكه حرفي زده باشم ، گفتم :
مگه شما دانشجو نيستين ؟
مي توانست با همين يك جمله كلي مرا دست بيندازد و بخندد . براي اينكه پارك دانشجو رفتن يا نرفتن چه ربطي به دانشجو بودن مي توانست داشته باشد .
ولي نخنديد . بلكه كاملا جدي گفت :
- چرا ، دانشجوام ! دانشگاه آزاد ! براي همين مجبورم به هر شكلي كه شده پول شهريه مو در بيارم
هر دو ، تلخ به هم نگاه كرديم و من در سكوت به رانندگي ادامه دادم .
از پمپ بنزين سر بهار شيراز هم گذشتيم و در شريعتي كه حالا به سمت پايين يك طرفه مي شد ، ادامه داديم .
هنوز پنجاه متر در خيابان يك طرفه پيش نرفته بوديم كه ديدم بنزي با نور بالا و فلاشر روشن ، از منتها اليه سمت چپ ، بالا مي آيد .
عصبي و بي اراده به سمت چپ پيچيدم و درست شاخ به شاخ ، او را وادار به توقف كردم . هيچوقت از اين عادتها نداشتم كه بخواهم شخصاً با خلاف كسي مقابله كنم . چه بسا خودم هم گاهي از اين خلافها مرتكب مي شدم ولي شرايط عصبي آن لحظه ، قدرت فكر كردن را از من سلب كرده بود .
ماشين بنز درست سپر به سپر من ايستاد و راننده كلافه و عصبي از ماشين پياده شد . مسافر دانشجوي من وحشتزده و طلبكار گفت : گاوت زاييد . اين چه كاري بود كردي ؟! مگه عقلتو از دست دادي ؟
در حاليكه از ماشين پياده مي شدم ، گفتم : آنقدر طبيعي دعوا مي كني كه يك لحظه فكر كردم زنمي .و ادامه دادم : تو بشين . حرف نزن .
راننده ماشين كه عصبي و دست به كمر ايستاده بود ، با نزديك شدن من ، تقريباً فرياد زد : آقا چه كاره هستن ؟
به داخل ماشين نگاه كردم و ديدم كه تنهاست ، بدون راننده . گفتم : آقا خودشون رانندگي مي كنن ؟
راه آرام آرام داشت بند مي آمد و ماشينها ، به كندي ، بوق زنان و عصبي از كنارمان رد مي شدند . چند نفري هم كه معمولاض در خيابانها منتظر دعوا هستند ، به سمت ما آمدند .
طرف كه دوست نداشت در اين شرايط خيلي معطل شود ، آمرانه گفت : من عجله دارم ! الان بايد مجلس باشم .
با نگاهي به خيابان و سمت و سوي مشينش گفتم : پس خوب شد جلوتونو گرفتم . راه مجلس درست خلاف اين جهته . اشتباه اومدين .
دو سه نفري بلند خنديدند و او فهميد كه اشتباه بدي كرده است ، به اطراف نگاه كرد و دنبال مفر تازه اي گشت . چشمش به مسافر دانشجوي من افتاد كه در زير نگاه او سعي مي كرد موهاي اضافه اش را به زير روسري بكشاند . احساس مي شد طرف سوژه مناسبي پيدا كرده براي منحرف كردن بحث . طلبكارانه پرسيد : خانم چه
كاره اند ؟ با خونسردي گفتم : ايشون هم راه دانشگاه رو اشتباهي گرفته . مثل شما كه راه مجلسو ...
پليس رسيد و هنوز از موتور پياده نشده پرسيد : چه خبره راهو بند آوردين ؟ در حاليكه به سمت ماشينم مي رفتم به پليس گفتم : من كاري ندارم . منتظر شما بودم اين شما و اين هم آقاي ورود ممنوع .
سوار شدم به زحمت قدري دنده عقب گرفتم و خودم را از معركه بيرون كشيدم . در آينه مصافحه راننده و پليس را ديدم و راهي كه خلوت مي شد . وقتي از شلوغي در آمديم مسافر دانشجو نفس عميقي كشيد و گفت : تر زدن به اين مملكت رفت .
گفتم : كي ؟ گفت : همينها كه يه نمونه شو ديدي ! گفتم : همشون يه جور نيستن . گفت : اغلبشون همينجورن . گفتم : مي دوني اينها چه جوري درس خوندن ؟ گفت : نه و لبهايش را جوري كج و كوله كرد كه يعني فرقي نمي كند يا علاقه اي به دانستنش ندارم .
گفتم : وحشتناك بوده . توجه اش جلب شد : چي ؟ گفتم : توجه و مراقبتشون .علاقمند پرسيد : به چي ؟ گفتم : به كسب حلال ۀ گفت : يعني چه ؟
گفتم : اينجور كه شنيدم پدرهاشون اغلب مقيد بودن كه اين بچه ها تو ايام تحصيل نون حلال بخورن . مي گفتن : نون حروم ، بركت علم رو از بين مي بره . شنيده ام حتي بعضي هاشون مقيد بودند كه خودشون از عرق جبين نون تحصيلشون رو در بيارن . از لذت و ثروت و رفاه مي گذشته اند تا درست درس بخونن .
مشكوك نگاهم كرد و پرسيد : خب حالا كه چي ؟
گفتم : هيچي . اينها كه با اين مراقبت درس خونده ان ، اينجوري از آب درآمدن ، واي به حال شماها كه دارين پول تحصيلتونو از اين راهها در مي آرين . واي به حال مملكتي كه فردا تحصيلكرده هاش ...
پرخاشگرانه و طلبكارانه حرفم را بريد و گفت : مگه چيه ؟ دزدي كه نمي كنيم . زحمت مي كشيم ، به قول خودت از عرق جبينمون پول در مي آريم .
خنديدم . آنقدر كه او هم از خنده من به خنده افتاد .
گفتم : رشته ات چيه ؟ گفت : پزشكي . گفتم : آناتومي نخوندين ؟ گفت : چرا . همه واحداشو گذرونديم . گفتم : مثل اينكه ... آناتومي نخوندين .
عصباني دست برد طرف دستگيره در و گفت : اگه كار ديگه اي به جز تحقير بلد نيستين پياده شم ؟ خونسرد و كشيده گفتم : بلدم . از پشت كوه كه نيامدم ... ولي يه سوال ديگه ام دارم : همه دانشجوها از همين طريق جبين و اينها ارتزاق مي كنن يا اينكه جور ديگه اي هم ميشه درس خوند ؟
گفت : شهريه گرونه . يا بايد روي پول خوابيده باشي ، يا چاره ديگه اي نيست .
گفتم : هست . اينهمه دانشجو ...
نمي دانم چرا عصبي شد و فرياد زد : تو فكر ميكني من از اين آدمهاي كنار خيابوني ام ؟ به شوخي گفتم : نه خب شما وسط تر ايستاده بودي !
دهانش را گشادتر و شل و ول تر كرد و گفت : قربون عمه جانت بري با اين شوخي هاي بي مزه ات .
گفتم : اتفاقاً داشتم مي رفتم همانجا كه تو دست بلند كردي .
بي اراده و ناخودآگاه رسيده بوديم به پارك دانشجو . گفتم : اينم پارك دانشجو . بفرماييد . گفت : مثل اينكه راستي راستي از پشت كوه اومدي .و گفتم : نه ، ولي تصميم دارم برم همون طرفها . از دست شماها . با عصبانيت پياده شد ، در را محكم به هم كوبيد و گفت : لجن ! وقتم را تلف كردي . دندانهايم را به هم فشردم و سعي كردم جواب ندهم . و از سر چهارراه مقابل پارك دانشجو پيچيدم به سمت بالا . زني ميانه سال دست بلند كرد كه : پارك ملت . نگه نداشتم .
* نویسنده: سیدمهدی شجاعی/این داستان در شماره 12 نشريه نیستان منتشر شد و تنها به اين دليل كه كاراكتر داستان، يك دانشجوي دانشگاه آزاد است،دانشگاه آزاد این نشریه را به دادگاه کشید
متن اين نامه بدين شرح است:
"و نريد ان نمن علي الذين استضعفوا في الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثين"
سلام آقاي رئيس جمهور تبريكات ما را به مناسبت فرا رسيدن روز دانشجو بپذيريد هر چند سال هاست كه از بدنه دانشجويي جدا شده ايد اما خوب مي دانيد كه دانشجو ارمانگراست و مصلحت گرا نيست سازش نمي كند و مي سازد و روزگاري اين شعار ما بر زبان شما مي چرخيد و جنبش دانشجويي هميشه بيدار است و سخن مي گويد.
در بعضي دانشگاه ها فضاي سرد و مرده سياسي حاكم است مگر نه اينكه دانشگاه بايد انقلابيون مثبت پرورش دهد مگر نه اين است كه دانشگاه بايد سياسي باشد تا دانشجو فريب نخورد. مگر نه اينكه فهم سياسي هم براي استاد هم براي دانشجو؟ يقينا جزء ضروريات است و اينكه دانشجو بايد قدرت تحليل سياسي پيدا كند مگر افت جنبش دانشجويي پشت كردن به ارمانها و ارمان گرايي نيست؟
اما امروز ما حتي اجازه نداريم به مسئولان انتقاد كنيم. از زبان رهبرمان شنيديم كه مسئولان بايد تحمل زبان انتقادي دانشجويان را داشته باشند.
آقاي احمدي نژاد مي خواهم كمي از مشكلات صنفي دانشجويان دانشگاه ازاد با شما سخن بگويم كه به حق فكر كنم وظيفه بسيج دانشجويي همين است مي خواهم مطالبه كنم از زبان هزاران هزار دانشجوي دانشگاه ازاد كه تاكنون سخن نگفته اند و خاموش بوده اند.
روزي از زبان شما شنيدم كه مي گفتيد اقدامي انقلابي كنيم اما دريغ حتي يك تغيير كوچك كه اثري از اصلاح در ان باشد تا به حال دانشگاه ما را ديده ايد؟
امكانات اموزشي آن را چطور؟
و باز هم از رهبرمان شنيديم «آرزوي من اين است كه دانشگاه هاي آزاد و سراسري غرق در امكانات شوند»
بد نيست يكبار هم در حياط كوچك دانشگاه ما قدم بزنيد. مطمئنا پس از آن به ياد سخنان اخير جناب آقاي دكتر جاسبي مي افتيد كه «با برنامه ريزي هاي انجام شده تا سال 1390 دانشگاه ازاد اسلامي به بسياري از شاخص هاي بين المللي دست مي يابد و در سند چشم انداز 20 ساله نه تنها بزرگترين دانشگاه دنيا بلكه به معتبر ترين انها تبديل خواهد شد.
انصاف نيست كه خدمات ارزنده ي دانشگاه آزاد اسلامي در ايجاد بستري براي اضافه شدن دانشگاه ها را فراموش كنيم.
اما آيا واقعا امروز دانشگاه ما با تعاريفي كه از دانشگاه اسلامي وجود دارد متناسب است.
چرا دانشجوي دانشگاه ازاد حق ندارد سخن بگويد؟
حق ندارد انتقاد كند؟
حق ندارد حقوقش را منطقي مطالبه نمايد؟
شما كه رئيس جمهور ملت ايران هستيد مي گوييد تحت فشار موضوع دانشگاه آزاد را از دستور كار خارج كرديد كه اين با ايستادگي پاي حق ملت، هم خواني ندارد؟
شما به عنوان رئيس شوراي عالي انقلاب فرهنگي حتي حق نظارت بر سياست هاي جايي كه بيش از نيمي از دانشجويان كشور در ان درس مي خوانند را نداريد.
اما بدانيد دانشجوي ايراني با هوشمندي اش با ايمانش با احساس استقلال و عزتي كه امروز در ملت ايران و به خصوص در جوانان دانشجوي ما هست اگر سي سال كار كند اميد هست كه به قدر صد سال ديگران پيشرفت كند و ما معتقديم كه بين گروه هاي دانشجويي با هر سليقه اي كه هستند بايد روابط حسنه برقرار شود تا بتوانيم حقوقمان را عادلانه مطالبه كنيم.
ما دانشجويان دانشكده فني مهندسي دانشگاه ازاد تهران شمال يكدل و يكصدا به نمايندگي از همه دانشجويان دانشگاه ازاد اسلامي از شما مي خواهيم تا همانگونه كه از شما انتظار مي رود با در نظر گرفتن نقاط قوت و ضعف اقدامي در جهت رفع مشكل دانشجويان دانشگاه ازاد اسلامي انجام دهيد و از شما خواهشمنديم تا به عنوان اولين رئيس جمهور بعد از 25 سال از اغاز تاسيس دانشگاه ازاد اسلامي در جمع دانشجويان اين دانشگاه حضور يابيد و از نزديك به درد دل هاي دانشجويان اين دانشگاه گوش فرا دهيد.
منتظر پاسخ شما هستيم"
منبع: واحد مركزي خبر

"در خيلي از شهرهاي دور افتاده دانشگاه آزاد اسلامي واحد تاسيس كرده است و حالا سطح آن به سطح دانشگاه صنعتي شريف نميرسد و براي پاسخ به نياز خانوادههاي ايراني اين دانشگاه بالاخره نقش داشته است. البته من خودم هم منتقد دانشگاه آزاد هستم و هر وقت به آقاي جاسبي ميرسم اين انتقادان را به ايشان ميگويم كه دانشگاه را به سرعت گسترش ندهيد.
هر دانشگاهي كه ديديد رشد بادكنكي دارد جلويش را بگيريد اين چاقي و نيرومندي نيست اين آماس است . دانشگاه را نبايد باد كرد.بايد دانشگاه رشد طبيعي كند. آقاي جاسبي هم ميگويد ما اين را فهميدهايم و جلويش را گرفتهايم كه اميدوارم اينگونه باشد.
رييس دانشگاه آزاد گفته است كه در حال انجام اقداماتي براي تقويت كيفي اين دانشگاه است. اگر مجلس هم در اينباره نامهاي نوشته بيشتر اظهار خوشوقتي كرده كه اختلافي كه پيدا شده با هدايت مقام معظم رهبري به سير درستي افتاده است.
بايد اين دانشگاه را حفظ و عيوبش را برطرف كرد، چراكه دانشگاه آزاد سرمايهاي براي كشور است. تحقيق و تفحص از دانشگاه آزاد هم مثل هر تحقيق و تفحص ديگري مسير خود را طي ميكند. پس بايد به دور از جنجال سراغ عيبهاي اين موضوع رفت."

وي كه عضو شوراي مركزي اتحاديه انجمنهاي اسلامي دانشجويان مستقل است، در گفتگو با خبرگزاري فارس اظهار داشت: بعد از ظهر ديروز سهشنبه به درخواست بازپرس پرونده شكايت دانشگاه آزاد از بنده، براي تكميل يك سري از نواقص موجود در پرونده در شعبه 6 دادسراي ويژه كاركنان دولت و جرايم رسانه حاضر شدم.
وي در پاسخ به اين بحث كه جاسبي در مصاحبهاي اعلام كرده است كه تشكلهاي دانشجويي از خضريان شكايت كردهاند و دانشگاه آزاد در اين خصوص دخالتي نداشته است، تصريح كرد: زماني كه در اين پرونده تفهيم اتهام شدم، شاكي بنده دفتر حقوقي دانشگاه آزاد بوده است و من تعجب ميكنم كه آقاي جاسبي از اين شكايت اظهار بياطلاعي ميكند و سوال من اين است كه اگر وي از عملكرد دفتر حقوقي دانشگاه آزاد كه از زير مجموعههاي اصلي ستاد دانشگاه آزاد ميباشد بياطلاع است پس چگونه توانايي نظارت بر واحدهاي دانشگاه آزاد در مناطق دورافتاده كشور دارد.
خضريان افزود: البته بنده جاسبي را فردي تشكيلاتي ميدانم و او را تا اين حد ناتوان نميبينم .
دانشجوي منتقد دانشگاه آزاد در پايان با اشاره به اينكه بسياري از دانشجويان دانشگاه آزاد خود جزو منتقدين وضع موجود در دانشگاه هستند، خاطرنشان ساخت: بعيد ميدانم كه تشكلهاي دانشجويي دانشگاه آزاد از من شكايت كرده باشند.
اين گزارش حاكي است چندي پيش يعني در تاريخ 17/8/86 قرار بود نشستي از طرف بسيج دانشجويي دانشگاه آزاد اسلامي واحد علوم و تحقيقات با موضوع بررسي عملكرد دولت با سخنراني دكتر رامين در دانشگاه برگزار شود.
در حاليكه برگزاري اين نشست، به تصويب شوراي فرهنگي دانشگاه (متشكل از مسئولان) رسيده بود، اما علي محمدزاده معاون فرهنگي دانشگاهد مانع از برگزاري آن شد و با مداخله يكي از مسئولان بسيج دانشجويي (اعم از آقاي قدياني، مسئول ناحيه بسيج دانشجويي تهران و دكتر مرداني، مسئول سازمان بسيج دانشجويي كشور) حاضر به برگزاري اين نشست نشد.
وي در حالي از برگزاري نشست بررسي عملكرد دولت به بهانههاي مختلف ممانعت به عمل آورد كه يك هفته قبل از آن، در شب شعري واقع در دانشگاه (كه مجري برگزاري آن معاونت فرهنگي دانشگاه بود) رسماً از «راكعي» (از مخالفين دولت نهم) به عنوان مهمان ويژه دعوت كرده بود.
همچنين معاون فرهنگي دانشگاه بدون هيچ دليلي با برگزاري نمايشگاه كتاب از طرف بسيج دانشجويي كه مانند جريان نشست، تمامي روال اداري و قانون آن طي شده و به تصويب شوراي فرهنگي دانشگاه رسيده بود ممانعت به عمل آورد.
در جريان اين مخالتها مدير فرهنگي دانشگاه نه تنها پاسخگوي مسئولان بسيج دانشجويي نبود بلكه بعضاً با رفتار بد و نامناسب با آنها برخورد ميكرد.
گفتني است، با توجه به بهانه سفر جاسبي (مديريت كل مجموعه دانشگاه آزاد و مديريت واحد علوم و تحقيقات) به كشور مالزي در زمان بروز اين مخالفتها عملاً هيچ مسئول پاسخگويي، در مقابل اين رفتارهاي غير متعهدانه وجود نداشت.
بسيج دانشجويي دانشگاه آزاد واحد علوم و تحقيقات در پاسخ به اين رفتارهاي مسئولان در مقابل فعاليتهاي بسيج بيانيهاي صادر كرده است تا اعتراض خود را نسبت به اين برخوردها نشان دهد.

وی اضافه کرد : بر اساس مستندات موجود و به گواهی مراکز نظارتی، شهریه دریافتی از دانشجویان در واحدهای دانشگاهی سراسر کشور فقط صرف هزینه های آموزشی، تحقیقاتی و توسعه فضاهای دانشگاه می شود و هیچ مبلغی از منابع مالی و سرمایه های دانشگاه به هیچ گروه و جریان سیاسی خارج از دانشگاه پرداخت نشده و نمی شود.
رئیس دانشگاه آزاد در خصوص قرارداد با یک مرکز تحقیقاتی نیز گفت: فعالیت های پژوهشی در تمام دانشگاه های کشور و دنیا یک ارزش و امتیاز تلقی شده و دانشگاه آزاد اسلامی نیز همانند سایر مراکز آموزش عالی بودجه ای را به فعالیت پژوهشی اختصاص می دهد لیکن همانگونه که پیشتر نیز اعلام شده است ارقام اشاره شده مقرون به صحت نبوده و قرارداد مذکور به منظور انجام بیش از 120 پروژه وسیع تحقیقاتی با رقمی در حدود یک سوم مبلغ اشاره شده در چارچوب ضوابط، با یک مرکز تحقیقاتی وابسته به نظام منعقد شده است و هیچ نقطه مبهم و پوشیده ای در توافقنامه وجود ندارد.
فرد مذکور از تاریخ ۹/۸/۸۶ متواری شده و به روشی حرفه ای مبالغ زیادی پول به بهانه تهیه وام از کارمندان دریافت کرده و تا به حال هیچ اطلاعی از این شخص در دسترس نیست.
در حال حاضر سوال اصلی اینجاست که فرد مذکور به چه صورت در این دانشگاه به مدت ۳ سال در بخش حراست و پیمانکاری فعالیت داشته در صورتی که فرد مذکور یک سابقه دار حرفه ای بوده و مدت ۸ سال را در زندان به سر می برده است.
طبق گزارشات رسیده شخص مورد نظر در ابتدا سنی مذهب بوده و در بدو ورود به سیستم دانشگاه به مذهب شیعه گرایش پیدا می کند ، هم اکنون خبر این اخاذی بزرگ سرتاسر شهر و شهرستان های توابع را فراگرفته است و بحرانی جدید از سوء مدیریت در دانشگاه آزاد آبادان به وجود آورده است.
یکی از مالباختگان از عدم همکاری دانشگاه می گوید و تاکید می کند در این قضیه علاوه بر اینکه دانشگاه هیچ پیگیری جدی انجام نداده است تصمیم به اخراج کلیه کارکنانی که به صورت پیمانکاری مشغول هستند را داده است.
یکی دیگر از مالباختگان نیز از همکاری غفاری ( سارق ) با بانک شعبه ملی دانشگاه می گوید و از شکایت خود از بانک صحبت می کند.
تا به حال جمع مبالغی که از دانشگاه در این خصوص برداشت شده است بیش از ۱ میلیارد و ۵۰۰ میلیون ریال بر آورد شده است به غیر از این موارد بیش از ۵۰۰ میلیون ریال گزارش سرقت سفته و چک نیز در این میان تعجب همه را بر انگیخته است.
منبع: آبادان نیوز
